بهترین و سالمترین شیوه پخت غذا


یک فوق تخصص گوارش با بیان اینکه سرطان گوارش، چهارمین سرطان شایع در دنیاست، گفت: 70 درصد علت بروز این بیماری مربوط به نوع تغذیه و مصرف سیگار برمی گردد.

 

دکتر نادر ابراهیمی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با ایسنا اظهار داشت: امروزه استفاده از غذاهای کم چرب، کم کا لری و روغن های گیاهی در عدم ابتلا به سرطان گوارش سودمند است.

 

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران کبابی کردن غذا را خطرناک ترین نوع پخت غذا دانست وافزود: در اثر کباب شدن ، چربی ها شکسته و هیدروکربن ایجاد می شود و هر چقدر زمان پخت گوشت به صورت کبابی بیشتر، سرطان زا بودن آن نیز بیشتر می شود.

 

دکتر ابراهیمی با اشاره به باکتری های موجود در غذاهای کبابی شده افزود: معمولاٌ این باکتری ها را می توان با قراردادن در مایکروویو، کشیدن فویل روی آن و تفت دادن با روغن کم از بین برد.

 

این فوق تخصص گوارش افزود: استفاده از سبزیجات، پیاز، گوجه فرنگی، فلفل و مواد نگهدارنده دارند باعث خنثی شدن مواد شیمیایی موجود در گوشت می شود و در نهایت میزان سرطان زایی را کاهش می دهد.

 

دکتر ابراهیمی اظهار داشت: از نظر پزشکی بهترین روش پخت، بخارپز کردن است با این حال در روش آب پزکردن تمام ویتامین و اسید فولیک موجود در مواد غذایی وارد آب می شود و ارزش غذایی آن کم می شود.

 

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: مصرف غذاهای آماده ، کالباس و سوسیس که مواد نگهدارنده دارند و غذاهای دودی شده مانند ماهی در افزایش بروز سرطان گوارش نقش مهمی دارند.

 

این فوق تخصص گوارش در پایان با اشاره به ارتباط نزدیک بین نوع تغذیه و بروز سرطان گوارش خاطر نشان کرد: مردم باید میزان استفاده از سبزیجات، غذاهای بخارپزو روغن های گیاهی را افزایش و همچنین غذاهای آماده و کباب پز شده را به حداقل برسانند.
 

کما چیست؟

کما چیست؟

کُما یک حالت عدم هوشیاری عمیق و طولانی است که در اثر اختلال عملکرد هر دو نیمکره مغز یا مراکز و سیستم ‌های مسوول هوشیاری ایجاد می ‌گردد.

به غیر از کمای کامل، حالات خفیف ‌تر کاهش سطح هوشیاری مانند حالت نیمه ‌کما و خواب ‌آلودگی شدید هم ممکن است اتفاق بیفتد.

اختلال هوشیاری به همراه هذیان نیز، توجه و شناخت را مختل می کنند اما معمولا قابل برگشت هستند.

عواملی که موجب کما می ‌شوند:

1 ـ ضربه‌ های مغزی یا آسیب دو طرفه نیم کره ی مغز و در موارد کم تر شایع، آسیب یک طرفه

2 ـ مسمومیت ‌ها اعم از دارویی، مواد مخدر، داروهای روان گردان و الکل

3 ـ افت یا افزایش شدید قند خون

4 ـ نرسیدن اکسیژن به مغز در اثر ایست قلبی، تنفسی یا موارد دیگر

5 ـ افزایش فشار داخل مغز به علت سکته ‌های مغزی یا خون ریزی مغزی

6 ـ بالا رفتن اوره ی خون

علایم و نشانه‌ ها

* اختلالات حرکات چشم و تغییر قطر مردمک‌ ها

* مشکل تنفسی به صورت بی ‌نظمی یا قطع کامل تنفس

* اختلال حرکتی به صورت فلج اندام و پرش عضلانی یا تشنج دائم

معاینه ی حرکات مردمک چشم در این بیماران بسیار حائز اهمیت است. چشم‌ ها ممکن است به سمت پایین، بالا یا طرفین منحرف گردد یا حرکات چرخشی دو طرفه ی مداوم، پیدا کند. تنفس نیز می ‌تواند دچار اختلال شدید شده و بیمار به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا کند.

پیش‌ آگهی کما بستگی به علت وقوع کما، مدت کما و میزان اختلال هوشیاری دارد اگر بیماری به هر دلیلی دچار ایست قلبی - تنفسی گردد و احیای مجدد او بیش از 3 تا 5 دقیقه طول بکشد آسیب غیر قابل برگشت در مغز ایجاد می ‌شود(ذخیره ی اکسیژن در مغز فقط 20 ثانیه است). در این حالت در واقع بیمار دچار کمای کامل و احتمالا مرگ مغزی می ‌شود.

انسان به طور طبیعی دارای سطح هوشیاری 15 است که بعد از ضربه‌ های مغزی سطح هوشیاری کاهش یافته و به 3 تا 5 می ‌رسد. اگر مردمک ‌ها به نور واکنش نداده و پاسخ حرکتی نیز به تحریکات دردناک دیده نشود بیمار شانسی برای بهبودی ندارد.

بعضی کما‌ها قابل برگشت هستند؛ مانند کماهای ناشی از اختلالات متابولیک و بعضی از کماهای ناشی از سکته ‌ها و ضربه‌ های مغزی که میزان آسیب کمتری به بافت مغزی رسانده باشد.

درمان

باز کردن راه‌ های تنفسی در صورت لزوم و برقراری سریع تنفس و گردش خون، بستری سریع در ICU و انجام کارهای محافظتی شامل کنترل فشار داخل مغز و بیوشیمی خون و...

مرگ مغزی

در یک بیمار دچار مرگ مغزی، هیچ گونه عملکردی از فعالیت مغزی دیده نمی‌ شود.

بیمار بدون دستگاه تنفس مصنوعی نمی ‌تواند نفس بکشد و مردمک‌ ها به نور پاسخ نمی‌ دهند، ساقه ی مغز نیز به تحریکات جواب نمی ‌دهد.

از نظر آنژیوگرافی جریان خون مغز متوقف است و در نوار مغزی نیز هیچ پاسخی دیده نمی ‌شود.

در مرگ مغزی تمام سلول‌ های مغز دچار نکروز و آسیب شدید بوده که می ‌تواند به علت نرسیدن اکسیژن به مغز برای مدتی بیش از 20 دقیقه باشد. بیمار در این حالت ظرف 48 ساعت تا یک هفته دچار وقفه قلبی هم می ‌شود.

دکتر بهروز نیکنام - متخصص مغز و اعصاب

جام جم

دانشنمندان با انجام تحقیقاتی متوجه شدند تعدادی از بیماران افسرده با مصرف اسیدهای چرب امگا3 موجود در روغن ماهی احساس آرامش بیش‌تری پیدا کردند. تقریبا نیمی از این بیماران که دچار ناامیدی نبودند با خوردن مکمل‌های روغن ماهی وضعیت روحیشان بهبود پیدا کرد.
در این تحقیقات آمده است که مکمل‌هایی که دارای EPA و DHA یعنی دو فرم اصلی چربی‌های امگا 3 هستند در بهبود وضعیت روحی تاثیر زیادی دارند.
دکتر فرانکویس لسپرانس از دانشگاه مانتریال در کانادا در این باره گفت: ما برای بررسی تاثیر مکمل‌های روغن ماهی تحقیقاتی را روی دو گروه از بیماران افسرده انجام دادیم. به یک گروه از این افراد کپسول‌های روغن ماهی دادیم و به گروهی دیگر نیز داروهای بی‌اثر دادیم.
در ابتدای این تحقیق نیز فرم‌هایی در اختیار هر کدام از بیماران قرار گرفت تا شدت افسردگی آن‌ها بررسی شود.
با انجام این تحقیقات دانشمندان متوجه شدند روغن ماهی می‌تواند در بعضی از بیماران افسرده تاثیرات قابل توجهی داشته باشد و علائم بیماری آن‌ها را کاهش دهد.
اما با این حال تاثیر روغن ماهی برای درمان افسردگی چندان توسط محققان تائید شده نیست و دانشمندان معتقدند در کنار استفاده از این مکمل‌ها استفاده از داروهای ضد افسردگی هنوز هم باید مورد توجه قرار گیرد.
کارشناسان در این باره اعلام کردند بیماران افسرد‌ه‌ای که تمایل به امتحان کردن روغن ماهی دارند بهتر است ابتدا با پزشک خود مشورت کنند و به هیچ وجه به صورت خودسرانه مصرف داروهای خود را قطع نکنند.
هنوز هم مشخص نیست که چرا اسیدهای چرب امگا 3 ، خصوصا EPA می‌تواند در بهبود علائم بعضی از انواع افسردگی موثر باشد.
بعضی از تحقیقات نشان می‌دهد برخی مواد وجود در اسیدهای چرب می‌تواند در تولید بعضی از مواد شیمیایی در مغز موثر باشد که مرتبط با افسردگی هستند.

كم خوني

 

كم خوني
Anemia

 


•   فقر آهن را بشناسيم !!!

خون يكي ازبافت هاي مهم بدن را تشكيل مي دهد كه تغذيه وتنفس سلول هاي بدن به عهده ي آن مي باشد و با رساندن اكسيژن و تغذيه سلول هاي بدن به حيات آدمي تداوم مي بخشد .
 


•  خون سازي چگونه انجام مي شود ؟

* خون از دو قسمت تشكيل شده است :

1. قسمت سلولي: كه شامل گلبول هاي سفيد،گلبول هاي قرمز و پلاكت مي باشد.
2. قسمت مايع خون كه پلاسما ناميده مي شود و زردرنگ است .

 


خون سازي فرايندي است كه توليد وتكامل انواع سلول هاي خوني را دربر مي گيرد . اين فرايند ازتعدادي سلول اجدادي در مغزاستخوان آغاز مي گردد كه به سلول هاي خوني تبديل مي شوند،مغزاستخوان بايد بتواند افزايش نيازبه خون ناشي ازخونريزي، عفونت وساير استرها را برآورده سازد.

يكي از هورمون هايي كه براي توليد گلبول هاي قرمزدر مغزاستخوان لازم است اريتروپويتين نام دارد.

اين هورمون در اثركاهش تعداد گلبول هاي قرمز و كمبود اكسيژن ازكليه ها توليد مي شود و با اثر برسلول هاي اجدادي درمغز استخوان در مدت 1 تا 2 هفته توليد گلبول هاي قرمز را به ميزان 4 تا 5 برابر افزايش مي دهد. كه البته اين امردرحضور مقادير كافي مواد غذايي (به خصوص آهن) امكان گلبول هاي قرمز،اكسيژن را ازريه ها گرفته وبه بافت هاي مختلف بدن مي رسانند ودر مقابل گاز كربنيك را از بافت ها گرفته و به ريه ها برده تا ازطريق بازدم ازبدن دفع مي شود . گلبول هاي قرمزبه شكل منحصربه فردي براي انجام اين عمل تطابق يافته اند اين سلول ها به شكل ديسك هايي هستند كه دوطرف آن ها فرورفته (مقعر) است.

درون گلبول قرمزبالغ پروتئيني به نام هموگلوبين است . براي ساخت اين پروتئين در مغز استخوان نيازبه آهن مي باشد.

اندازه توده گلبول قرمز،منعكس كننده تعادل بين توليد گلبول قرمز و تخريب آن مي باشد .آگاهي از روند توليد وتخريب گلبول قرمز درك مكانيسم هاي مسبب كم خوني را امكان پذير مي سازد . وجود نقص درهر يك از اجزاء كليدي توليد گلبول قرمز ممكن است منجر به كم خوني شود .

 

# وظيفه گلبول سفيد دفاع خون است وپلاكت ها نيز در عمل انعقاد خون دخالت دارند . پلاسما قسمت مايع خون است كه موادغذايي جذب شده ازدستگاه گوارش را به بافت ها رسانده ومواد زايد را به كليه وكبد حمل مي نمايد .

 



  كم خوني چيست ؟


کم خوني ( Anemia) به كاهش توده گلبول قرمز گفته مي شود.كم خوني شايع ترين اختلال خوني است . اين يافته مي تواند ناشي ازكاهش توليد گلبول قرمز به علت بيماري خوني ويا ساير بيماري هاي بدن باشد . به دنبال كاهش تعداد گلبول قرمزميزان هموگلبين نيز كم مي شود كه اين امرمنجربه كاهش ظرفيت حمل اكسيژن درخون مي شود. كم خوني خود يك بيماري اختصاصي نيست ،بلكه منعكس كننده بيماري يا اختلال كار ساير دستگاه هاي بدن مي باشد .

 

 • نقش آهن درخون سازي چيست ؟

آهن يك عنصر حياتي در عملكرد تمامي سلول ها است . ميزان آهن مورد نياز بافت بدن در طي رشد متفاوت است . در عين حال ،بدن بايستي از خودش در برابر آهن آزاد كه بسيار سمي ،محافظت كند . درپستانداران آهن در ساختمان هموگلوبين شركت داشته و وظيفه حمل اكسيژن را به عهده دارد؛همچنين آهن يك عنصر حياتي در بعضي آنزيم هاي درون سلول مي باشد درصورت كمبود آهن ،ساخت هموگلوبين درسلول هاي خوني قرمز دچاراشكال مي شود كه درنهايت منجربه كم خوني وكاهش انتقال اكسيژن به بافت ها مي گردد.

 

آهن جذب شده ازمواد غذايي يا آزاد شده از ذخاير بده ،وارد جريان خون شده وبه نوعي پروتئين كه وظيفه حمل آهن را در خون بر عهده دارد(ترانسفرين) متصل مي شود ودر مدت 60 تا90 دقيقه براي ساختن هموگلوبين و گلبول قرمزبه مغز استخوان منتقل مي شود. درصورت كمبود آهن مدت زمان حمل آهن به مغز استخوان كمترشده وبه حدود 10تا15 دقيقه مي رسد . برداشت آهن ازگلبول هاي قرمزتخريب شده به صورت سريع وموثرانجام مي گيرد؛ به طوري كه آهن ظرف10 دقيقه پس از مرگ گلبول قرمز پيرمجدداً به جريان خون برمي گردد واين چرخه به حفظ ذخايرآهن بدن كمك مي كند .
 


ميزان نياز روزانه به آهن چقدر است ؟

سطح طبيعي آهن پلاسما 100-80 ميكروگرم در دسي ليتر مي باشد. به طور طبيعي يك مرد بالغ بايد حداقل يك ميلي گرم آهن معدني در روز براي برآوردن نيازهايش جذب كند، در حالي كه يك زن در سنين باروري نياز به جذب 4/1 ميلي گرم در روز دارد. يعني در اين دوران به علت افزايش نياز به خون سازي ،آهن بيشتري مورد نياز مي باشد. در شرايطي نظير خونريزي ،استرس و... نياز به آهن حدود 8-6 مرتبه افزايش مي يابد.

 •  آهن از چه راه هايي از بدن دفع مي شود ؟

تعادل متابوليسم آهن در بدن دقيقا كنترل مي شود تا آهن به منظور مصرف مجدد به كار رود . هيچ راهي براي از دست دادن آهن وجود ندارد و تنها مكانيسمي كه آهن به وسيله آن دفع مي شود ،خونريزي (به صورت گوارشي ، قائدگي و...) و از دست دادن سلول هاي پوششي پوست و روده مي باشد.

 • از چه طريقي آهن مورد نياز بدن تامين مي شود؟

به طور طبيعي تنها مسيري كه آهن وارد بدن مي شود از طريق گوارشي(جذب آهن رژيم غذايي) يا دارو هاي خوراكي محتوي آهن مي باشد،آهن ممكن است به دنبال تزريق خون نيز وارد بدن شود. منبع آهن رژيم غذايي از غذاهاي حاوي هموگلوبيني (منابع گياهي مثل اسفناج) مي باشد.آهني كه به شكل هموگلوبين در غذا موجود مي باشد از انواع ديگر بهتر جذب مي گردد.


جذب آهن در قسمت هاي ابتداي روده باريك و به صورت يك روند دقيقا تنظيم شده صورت مي گيرد و در شرايط فيزيولوژيك مختلف تغيير مي كند . جذب آهن در بيمارن مبتلا به فقر آهن زياد تر مي شود .وقتي بدن در مقابل مقادير زيادي آهن قرار بگيردمثل آن چيزي كه طي انتقال خون هاي مكرر اتفاق مي افتد،اين آهن اضافي،در بافت هاي بدن به ويژه كبد،طحال ،عضلات مغز استخوان و... رسوب مي كند و باعث اختلال عملكرد كبد و ديابت (بيماري قند خون بالا) مي شود.
 


علل كمبود آهن:

1- افزايش نياز به آهن : زمان هايي كه فرد رشد سريع دارد مثل شير خوارگي و دوران بلوغ - در زمان حاملگي - درمان با اريتروپويتين (به عنوان مثال در بيماران مبتلا به نارسايي كليه)
2- ازدياد اتلاف آهن: از دست دادن خون به صورت مزمن - از دست دادن خون به صورت حاد
3- كاهش مصرف و يا كاهش جذب آهن: رژيم غذايي نامناسب - بيماري سوء جذب - التحاب حاد و مزمن- مصرف ناكافي آهن غذايي در رژيم غذايي(گياه خواري)- دفع خون (آلودگي به كرم هاي قلاب دار) موجب كاهش ذخاير آهن مي شود .

بيماران الكلي كه به مدت طولاني الكل مصرف مي كنند ، غالبا دچار دفع خون از دستگاه گوارشي مي شوند و همين علت عامل اصلي كم خوني آن ها است. سابقه خونريزي منقطع ممكن است پزشك را به فكر كمبود آهن بياندازد.


# يك قانون كلي اين است كه وجود كم خوني فقر آهن در يك مرد بالغ مطرح كننده خونريزي گوارشي است ، مگر آن كه عكس آن ثابت شود .

 

  علائم و نشانه هاي فقر آهن چيست ؟

علاوه بر شدت خود كم خوني ،چندين عامل در بروز نشانه هاي همراه كم خوني تاثير مي گذارد :

# سرعت ايجاد كم خوني (مزمن يا حاد بودن)
# نياز هاي متابوليك فرد
# طول مدت كم خوني
# بيماري هاي قلبي – ريوي

به طور كلي كم خوني اي كه در مدت زمان كوتاهي به وجود مي آيد،نشانه هاي شديدتري دارد . يك فرد سالم مي تواند كاهش تدريجي ميزان هموگلوبين خود را تا حد %50 بدون بروز هيچ گونه نشانه قابل توجهي تحمل كند. حال آن كه از دست دادن %30 هموگلوبين به طور سريع مي تواند در همين فرد موجب شوك شود . به هر حال در تعداد زيادي از بيماران ، كم خوني آهسته و به تدريج ايجاد مي شود و به همين علت آنان مي توانند شكايات كمي داشته باشند .

اگر كم خوني شروع تدريجي داشته باشد ، تا زماني كه كم خوني شديد شود ،ممكن است با علامتي همراه نباشد . هنگامي كه كم خوني ظرف چند روز تا چند هفته ايجاد مي شود ، تغييرات قلبي يا خونرساني موضعي به جبران از دست رفتن كلي ظرفيت حمل اكسيژن كمك خواهد كرد. به همين دليل در افراد مبتلا به بيماري هاي قلبي – عروقي كم خوني مي تواند باعث تشديد علائم و درد سينه شود. در معاينه يافته اصلي كم خوني رنگ پريدگي است و ممكن است بيمار تپش قلب نيز داشته باشد .

خستگي ، رنگ پريدگي و كاهش توانايي در انجام ورزش و فعاليت بدني و افزايش ضربان قلب ،زبان صاف و قرمز ، زخم هاي گوشه هاي دهان ،قاشقي شدن و مضرس و شكننده شدن ناخن ها از علائم كم خوني ناشي از فقر آهن پيشرفته هستند . افراد با كم خوني فقر آهن ممكن است تمايل به خوردن يخ ،نشاسته يا خاك داشته باشند (خاك خوري يا pica ) از ديگر نشانه هاي کم خوني هستند.


!!! خستگي شايعترين نشانه و عارضه بيماري است .


خستگي غالبا نشانه اي است كه بيشترين تاثير منفي را بر روي سطح عملكردبيمار و در نتيجه كيفيت زندگي او مي گذارد . بيماران غالبا تمايل خود را به تفريح از دست مي دهن . بيماران با كم خوني مزمن نياز به حفظ فعاليت جسماني و ورزش به منظور پيشگيري به منظور بدتر شدن شرايط در اثر عدم تحرك دارند . در مواردي كه علت كم خوني فقر آهن ، از دست دادن خون از لوله گوارش باشد ، مدفوع نرم و به رنگ سياه بوده و بوي بدي دارد (مدفوع قيري شكل ).

 

 •  كم خوني چه عوارضي مي تواند داشته باشد ؟

وقتي كه ميزان هموگلوبين پايين باشد قلب تلاش مي كند كه براي رساندن خون به بافت ها سريع تر و سخت تر پمپ كند . اين افزايش كار قلب موجب بروز نشانه هايي مثل تپش قلب ،تنگي نفس و خواب آلودگي مي شود . ممكن است حتي در مراحل پيشرفته نارسايي قلب نيز ايجاد شود به طور كلي در هر سطحي از كم خوني بيماران مبتلا به اختلالات قلبي بيشتر در معرض خطر آنژين و نارسايي قلب قرار دارند .
عوارض عمومي كم خوني شديد عبارتند از : نارسايي قلب ، بي حسي و گز گز اندام ها و گيجي .


 



•   كم خوني چگونه تشخيص داده مي شود ؟

تشخيص كم خوني معمولا برپايه نتايج آزمايشگاهي استوار است . يافته هاي آزمايشگاهي كه دلالت بر سطح آهن موجود در خون دارند براي ارزيابي سطح آهن قابل اعتماد ترند و عبارتند از : هموگلوبين ، ميزان فريتين و مطالعات سطح آهن سرم.
 

 •  كم خوني يا فقر آهن را چگونه درمان كنيم ؟

شدت و علت كم خوني فقر آهن تعيين كننده نحوه درمان مي باشد . به عنوان مثال بيماران مسن علامت دار با كم خوني فقر آهن شديد ممكن است به تزريق گلبول هاي قرمز نياز داشته باشند ، در حالي كه در افراد بدون علامتي كه مبتلا به كم خوني فقر آهن هستند درمان خوراكي معمولا كافي است .

چگونه مي توان از كم خوني فقرآهن جلوگيري كرد؟

براي جلوگيري از كم خوني فقر آهن مي توان دو كار انجام داد:

1- آموزش تغذيه به خانواده ها
2- بهبود بهداشت محيط از لحاظ مصرف آب سالم ، توالت هاي بهداشتي و...

 


  توصيه هاي تغذيه اي كاربردي براي پيشگيري از آنمي ( فقرآهن):

1- مادران در برنامه غذايي روزانه خانواده تا حد امكان از مواد غذايي آهن دار استفاده كنند مثل:گوشت و ماهي - جگر – مرغ – دل و قلوه – حبوبات ( عدس و نخود و لوبيا و ماش )

2- همراه با غذا از سبزيجات استفاده شود هر چند آهن موجود در بعضي سبزيجات خوب جذب نمي شود ولي به هر حال ميزان آهن سبزي هاي برگ سبز ( اسفناج و جعفري ) بالا مي باشد از طرفي سبزيجات داراي ويتامين ث هستند كه به جذب آهن كمك مي كنند . مانند كاهو ،كلم ،گل كلم ، فلفل دلمه گوجه فرنگي ، فلفل سبز و پيازچه كه مي شود اين مواد را به صورت سالاد استفاده كرد .

3- مصرف ميوه هاي تازه پس از غذا ، جذب آهن را افزايش مي دهد به خصوص مركبات مثل پرتغال ، ليمو شيرين ،ليمو ترش و كيوي كه بيشتر در مناطق شمالي يافت مي شود منبع خوبي از ويتامين ث است .

4- اگر از سويا به جاي گوشت استفاده مي شود بهتر است مقدار كمي گوشت به آن اضافه شود در اين صورت آهن سويا به خوبي جذب مي شود .

5- در مناطقي كه دسسترسي به ماهي وجود دارد ، توصيه مي شود در برنامه غذايي استفاده شود چون علاوه بر داشتن پروتئين از نظر آهن نيز غني است .

6- از خوردن چاي ( همچنين قهوه و دم كرده هاي گياهي ) حداقل يك ساعت قبل و دو ساعت پس از غذا خودداري كنيد . حتي قرص آهن را نبايد همراه چاي مصرف كرد زيرا چاي موجب كاهش جذب آهن مي شود .

7- از نان هايي كه خمير آن ها ور نيامده است استفاده نكنيد .نان هايي كه در پخت آن ها از جوش شيرين استفاده مي شود و خمير آن ها ور نمي آيد حاوي ماده اثي به نام فيتات است كه جذب آهن را كاهش مي دهد .

8- انواع خشك بار مانند برگه هلو- زرد آلو- خرما- كشمش- توت خشك و انواع مغزها مثل بادام- پسته - گردو - و فندق حاوي آهن هستند . كودكان و نوجوانان و زنان بار دار مي توانند از اين مواد غذايي به عنوان ميان وعده استفاده كنند.

 

 



.:: کم خوني و کودکان ::.


چگونه از كم خوني فقر آهن در كودكان جلوگيري كنيم ؟

كم خوني فقر آهن يكي از مشكلات تغذيه اي شايع در كودكان زير 5 سال كشور است كه با عوارض زيان بار متعدد سلامت كودكان را به مخاطره مي اندازد ، بنابرين پيشگيري از ابتلا به كم خوني فقر آهن از طريق دادن قطره آهن به كودكان زير 2 سال و آموزش مادران يكي از اولويت هاي برنامه تغذيه در شبكه هاي بهداشتي درماني كشور است .

بايد به مادران تاكيد كرد :
1- اگر قطره آهن در فاصله توصيه شده يعني همزان با شروع دوره تغذيه تكميلي تا دو سالگي به طور مرتب و روزانه به كودك داده نشود لطمه اي كه به رشد و تكامل مغزي او وارد مي شود غير قابل جبران است . كودكاني كه به دليل نخوردن قطره آهن كم خون مي شوند ، ضريب هوشي كم تري دارند .
2- سرعت رشد جسمي كودكان مبتلا به كم خوني فقر آهن كاهش مي يابد ؛مقاومت بدنشان ئر مقابل بيماري كمتر مي شود و به طور مكرر به بيماري هاي عفوني مبتلا مي شوند .

 


با به كار گيري موارد زير مي توانيم از كم خوني فرزندانمان جلوگيري كنيم :

# قطره آهن بايد بين دو وعده شير به كودك داده شود تا آهن آن بهتر جذب شود . اگر پس از شير دادن به كودك ،قطره آهن به او داده شود كلسيم موجود در شير مانع از جذب آهن مي شود .
# بهتر است قطره آهن را در يك قاشق مربا خوري ريخته به كودك داد. - اگر پس از قطره آهن به كودك آبميوه يا ميوه تازه داده شود جذب آهن آن افزايش مي يابد .
# از اضافه كردن قطره آهن به آبميوه خودداري كنيد چون ممكن است طعم آبميوه را تغيير داده و علاقه كودك به آبميوه كم شود .
# براي جلوگيري از سياه شدن دندان هاي كودك پس از دادن قطره آهن بايد به كودك مقداري آب داد. - همزمان با شروع تغذيه تكميلي يعني از پايان 6 ماهگي تا پايان 2 سالگي بايد قطره آهن را به ميزان 10 قطره در روز به كودك داده شود .
# به كودكاني كه با وزن كم تر از 2500 گرم به دنيا مي آيند هر زمان كه وزنشان دو برابر شد بايد قطره آهن به ميزاني كه در بالا ذكر شده داده شود .
#
حتي به كودكاني كه با شير خشك تغذيه مي شوند بايد قطره آهن داده شود . مجددا تاكيد مي شود كه قطره آهن را نبايدهمراه شير مادر (اعم از شير مادر يا شير خشك) به كودك داد.
# اگر تغذيه تكميلي كودك به دليل اختلال رشد پس از چهار ماهگي شروع شود ،قطره آهن از همان موقع به ميزان 10 قطره در روز بايد به كودك داده شود.

 

 

 

تهیه شده : واحد پژوهش پایگاه امدادی نجاتگر

آلبرت انيشتين

آلبرت انيشتين
دانشمند آلماني (1879- 1955)

«آلبرت انيشتين» در چهاردهم مارس 1879 در شهر «اولم» واقع در ناحيه «ورتمبرگ» آلمان متولد شد. وقتي كه آلبرت يك ساله بود، خانواده وي از اولم عازم مونيخ گرديدند. پدر آلبرت، هرمان انيشتين، كارخانه كوچكي براي توليد محصولات الكتروشيميايي داشت و با كمك برادرش كه مدير فني كارخانه بود، از آن بهره برداري مي كرد. وي از لحاظ عقايد سياسي با حكومت پروسي ها مخالفت داشت، اما امپراتوري جديد آلمان را ستايش مي كرد و صدر اعظم آن « بيسمارك » و ژنرال « مولتكه » و امپراتور پير يعني « ويلهم اول» را مورد تجليل قرار مي داد. مادر انيشتين كه پائولين كوخ نام داشت، بيش از پدر زندگي را جدي مي گرفت و از احساسات هنرمندانه اي برخوردار بود.
آلبرت كوچولو به هيچ عنوان كودك اعجوبه اي نبود و حتي مدت زيادي طول كشيد تا سخن گفتن را بياموزد؛ بطوريكه پدر و مادرش وحشت زده شدند كه مبادا فرزندشان ناقص و غيرعادي باشد. اما بالاخره شروع به حرف زدن كرد، ولي غالباً ساكت و خاموش بود و هرگز بازيهاي عادي كودكان را دوست نداشت. تحصيلات ابتدائي خود را طبق تعاليم كاتوليك گذراند و از آن لذت فراوان برد و حتي در دروسي  كه به شرعيات و قوانين مذهبي كاتوليك بستگي داشت، چنان قوي شد كه توانست در هر مورد كه همشاگردانش قادر نبودند به سوالهاي معلم جواب دهند، به آنها كمك كند. انيشتين جوان در ده سالگي مدرسه ابتدائي را ترك كرد و در شهر مونيخ به مدرسه متوسطه « لوئيت پول» وارد شد.
 
ذوق هنري
ذوق هنري انيشتين چنان بود كه وقتي در سن پنج سالگي، پدرش قطب نمايي جيبي را به او نشان داد، خاصيت اسرار آميز عقربه مغناطيسي تأثير عميقي بر وي گذاشت. زماني كه انيشتين پانزده ساله بود، حادثه اي اتفاق افتاد كه جريان زندگي او را به سمت جديدي سوق داد. پدر او در كار تجارت با مشكلاتي مواجه شد و صلاح را در آن ديد تا كارخانه خود را در مونيخ بفروشد و جاي ديگري را براي كسب و كار خود ترتيب دهد. از آن جا كه وي خوش بين و علاقمند به كسب لذت بود، تصميم گرفت به كشوري مهاجرت كند كه زندگي در آن با سعادت بيشتري همراه باشد و به اين منظور، ايتاليا را انتخاب كرد و در شهر ميلان مؤسسه مشابهي را ايجاد نمود. هنگاميكه وارد شهر ميلان شدند، آلبرت به پدر خود گفت كه قصد دارد تابعيت كشور آلمان را ترك گويد، اما آقاي هرمان به وي تذكر داد كه اين كار زشت و نابهنجار است.
 
دوران دانشجويي
در اين دوران، مشهورترين مؤسسه فني در اروپاي مركزي به استثناي آلمان، مدرسه دارالفنون سوئيس در شهر زوريخ بود. آلبرت در امتحان ورودي اين مؤسسه شركت كرد، ولي بخاطر اينكه درعلوم طبيعي اطلاعات وسيعي نداشت، پذيرفته نشد. با اين حال، مدير دارالفنون زوريخ تحت تأثير اطلاعات وسيع او راجع به رياضيات واقع شد و از وي درخواست كرد تا ديپلم متوسطه اي را كه براي ورود به دارالفنون لازم است، در يك مدرسه سوئيسي بدست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر كوچك « آرائو » كه با روش جديدي اداره مي شد، معرفي كرد. وي بعد از يك سال اقامت در مدرسه مذبور، ديپلم لازم را بدست آورد و در نتيجه، بدون امتحان در دارالفنون زوريخ پذيرفته شد. با اين كه درس هاي فيزيك دارالفنون از هيچ گونه عمق فكري برخوردار نبود، اما حضور در آنها آلبرت را تحريك كرد تا آثار استادان كلاسيك فيزيك نظري از قبيل بولترمان، ماكسول و هوتز را با حرص عجيبي مطالعه كند. آلبرت درست در اواخر قرن 19، تحصيلات خود را به اتمام رساند و با مسأله مهم كسب شغل مواجه گرديد. از آنجا كه نتوانست مقام تدريس در مدرسه پلي تكنيك را بدست آورد، تنها راه باقي مانده اين بود كه چنين شغل و مقامي را در يك مدرسه متوسطه جستجو كند.
در سال 1910 ، آلبرت بيست و يك سال داشت و تابعيت سوئيس را بدست آورده بود. وي داوطلب شغل معلمي خصوصي گرديد و پذيرفته شد. انيشتين از كار خود راضي بود؛ چرا كه مي توانست به پرورش جوانان بپردازد، اما بزودي متوجه شد كه معلمان ديگر نيكي را از او ضايع و فاسد مي كنند و اين شغل را ترك كرد. بعد از مدتي، در دفتر ثبت اختراعات مشغول به كار شد و به شهر« برن» انتقال يافت. كمي بعد از انتقال به شهر برن، با ميلواماريچ همشاگردي قديم خود در مدرسه پلي تكنيك ازدواج كرد و حاصل آن دو پسر بود كه اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. كار انيشتين در دفتر اختراعات خالي از لطف نبود و حتي بسيار جالب به نظر مي رسيد. او وظيفه داشت، اختراعاتي را كه به دفتر مذبور مي آوردند، مورد آزمايش اوليه قرار دهد. شايد تمرين در همين كار موجب شده بود كه وي با قدرت خارق العاده و بي مانند، بتواند نتايج اصلي و اساسي هر فرض و نظريه جديدي را به سرعت درك و استخراج كند؛ چرا كه انيشتين به قوانين كلي فيزيك علاقه داشت و به حقيقت درصدد بود تا ميدان وسيع تجارت را به وجهي منطقي استنتاج كند.
در اواخر سال 1910 كرسي فيزيك نظري در دانشگاه آلماني پراگ خالي شد. انتصاب استادان اين قبيل دانشگاهها طبق پيشنهاد دانشكده بوسيله  امپراتور اتريش انجام مي گرفت كه معمولاً حق انتخاب خويش را به وزير فرهنگ واگذار مي كرد. تصميم قطعي براي انتخاب داوطلب، قبل از همه، برعهده فيزيكداني به نام « آنتون لامپا » بود و او براي انتخاب استاد، دو نفر را مد نظر داشت كه يكي از آنها « كوستاويائومان» و ديگري « انيشتين» بود. يائومان اين پيشنهاد را رد كرد و انيشتين پس از كش و قوس هاي فراوان، اين مقام را پذيرفت. دو ويژگي  انيشتشن موجب شد كه استاد زبردستي گردد : نخست اينكه، علاقه  فراواني داشت تا براي عده بيشتري از همنوعان خود و بخصوص كساني كه در حول و حوش او مي زيستند، مفيد باشد. ويژگي دوم، يعني ذوق هنريش، وي را وا مي داشت كه افكار عمومي خود را به نحوي روشن و منطقي مرتب سازد. از سوي ديگر، روش تنظيم آنها به نحوي بود كه چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان شناسي نيز لذت ببرند.
 
عزيمت از پراگ
انيشتين در مدتي كه در پراگ تدريس مي كرد، نه تنها نظريه جديد خود را بنا نهاد، بلكه با شدت بيشتري، نظريه خود درباره  كوآنتوم  نو را كه در شهر برن شروع كرده بود، توسعه داد. با همه اين تفاصيل، انيشتين به دانشگاه پراگ اطلاع داد كه در خاتمه دوره تابستاني سال 1912 اين دانشگاه را ترك خواهد كرد. عزيمت ناگهاني انيشتين از پراگ، سر و صداي زيادي را در اين شهر بوجود آورد. در سر مقاله بزرگترين روزنامه  آلماني شهر پراگ نوشته شد :
« نبوغ و شهرت فوق العاده انيشيتن باعث شد كه همكارانش او را مورد شكنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترك كرد ». انيشتين عازم شهر زوريخ گرديد و در پايان سال 1912در سمت استاد مدرسه پلي تكنيك زوريخ مشغول به كار شد. شهرت انيشتين تا بدانجا رسيده بود كه بسياري از مؤسسات و سازمانهاي علمي جهان علاقه داشتند كه وي بعنوان عضو وابسته با مؤسسه ايشان در ارتباط باشد. مقامات رسمي آلمان، سالها كوشش مي كردند كه شهر برلن نه فقط مركز قدرت سياسي و اقتصادي، بلكه در عين حال كانون فعاليت هنري و علمي نيز محسوب گردد؛ بهمين جهت از انيشتين دعوت بعمل آوردند. انيشتين مدت كمي بعد از ورود به برلن، از همسر خويش هيلوا كه از جنبه هاي مختلف با او توافق نداشت، جدا گرديد. هنگاميكه به عضويت آكادمي پادشاهي انتخاب شد، سي و چهار سال سن داشت و نسبت به همكاران خود كه از او مسن تر بودند، بيش از حد جوان مي نمود.
فعاليت اصلي انيشتين در برلن اين بود كه با همكاران خويش و يا دانشجويان رشته فيزيك، درباره كارهاي علمي مصاحبه و مذاكره نموده  و آنها را در تهيه برنامه علمي راهنمايي كند. هنوز يكسال از اقامت انيشتين در برلن نگذشته بود كه در ماه اوت 1914 جنگ جهاني شروع  شد. در طي جنگ جهاني اول ، روزنامه هاي برلن همه روزه از وقايع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان سخن مي گفتند. در عين حال، انيشتين در منزل خود با دختر عمه خويش الزا آشنايي پيدا كرد. الزا زني مهربان و خونگرم بود و از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت؛ با اين حال، انيشتين با او ازدواج كرد. جنگ بين المللي و شرايط معرفت النفسي كه در نتيجه آن بر دنياي علم تحصيل گرديد، مانع از آن نشد  كه انيشتين با حرارت فوق العاده به توسعه و تكميل نظريه ثقل خويش بپردازد و با پيمودن راه تفكري كه در پراگ و زوريخ  در پيش گرفته بود، در سال 1916 توانست نظريه اي براي ثقل ارائه دهد. وي  جاذبه عمومي را بنا نهاد كه به كلي مستقل از نظريه هاي گذشته و از نظر منطقي داراي وحدت كامل بود.
اهميت نظريه جديد به زودي مورد تأييد و توجه دانشمنداني واقع گرديد كه داراي قدرت خلاق علمي بودند. تأييد تجربي نظريه انيشتين، توجه عموم مردم را نيز به شدت جلب كرده بود. از اين پس، ديگر انيشتين مردي نبود كه فقط مورد توجه دانشمندان باشد. به زودي، او نيز همچون زمامداران مشهور ممالك ، بازيگران بزرگ سينما و تئاتر، شهرت عام بدست آورد.
 
مسافرتهاي انيشتين
تبليغات مخالف و حملاتي كه عليه انيشتين مي شد، موجب گرديد كه در تمام ممالك جهان و در همه طبقات اجتماعي، توجه عموم مردم به سوي تئوريهاي او جلب شود. در اين زمان، انيشتين ابتدا به هلند و سپس به كشورهاي چكسلواكي، اسپانيا، فرانسه، روسيه، اتريش، انگليس، آمريكا و بسياري از كشورهاي ديگر سفر كرد. اما نكته قابل توجه اين است كه وقتي انيشتين و همسر او به بندرگاه نيويورك رسيدند، با استقبال شديد و تظاهرات پرشوري مواجه شدند كه به احتمال قوي نظير آن هرگز هنگام ورود يكي از دانشمندان رخ نداده بود .
انيشتين به آسيا و كشورهاي چين، ژاپن و فلسطين سفر كرد و اين خاتمه سفرهاي او بود. وي درسال 1924 بعد از مسافرتهاي متعدد به اكناف جهان، بار ديگر در برلن مستقر گرديد. حملات همچنان بر عليه او ادامه داشت و نظريات او را بعنوان بيان افكار قوم يهود و به سوي فاشيسم مي دانستند. از اين رو، انيشتين به شهر پرينستون در آمريكا رفت. در سال 1936 همسرش الزا از دنيا رفت و خواهر انيشتين كه در فلورانس بود، به شهر پرينستون نزد برادرش آمد. در همين دوران، انيشتين تابعيت كشور آمريكا را پذيرفت. وي در سال 1945 طبق قانون بازنشستگي، مقام استادي مؤسسه مطالعات عالي پرينستون را ترك كرد، ولي اين تغيير سمت رسمي، تغييري در روش زندگي و كار او به وجود نياورد. او كماكان در پرينستون بسر مي برد و در مؤسسه  مذبور به تحقيقات خود ادامه مي داد.
 
آخرين سالهاي زندگي انيشتين
دوران تحقيق در شهر پرينستون آميخته با اضطراب بود. هنوز ده سال ديگر از زندگي انيشتين باقي مانده بود؛ ليكن اين دوره ده ساله، درست مصادف با عهد بمب اتمي بوده و بشريت، تمرين و آموزش خود را در اين زمينه آغاز نمود. بنابراين، مسأله واقعي كه براي او مطرح شد، موضوع چگونگي پيدايش بمب اتمي نبود.
سرانجام در روز هجدهم آوريل 1955 بزرگترين دانشمند و متفكر قرن بيستم ، پيغمبر صلح و حامي محنت ديدگان جهان، مردي كه احتمالأ همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرينستون واقع در ممالك متحده آمريكاي شمالي از زندگي، تفكر و مبارزه دست كشيد و درگذشت.
در پايان به اظهار نظر برخي از مشاهير درباره  انيشتين مي پردازيم :
«پيشرفتي كه انيشتين درباره طبيعت، نصيب معرفت ما كرد، از قدرت جهان امروز خارج است. فقط نسل هاي آينده مفهوم واقعي آن را درك خواهند كرد». «دكتر هارولددوز، رئيس دانشگاه پرينستون در آمريكا ».
«وي دانشمند بزرگ اين عصر و به واقع يكي از جويندگان عدالت و راستي بود كه هرگز با نادرستي و ظلم مصالحه نكرد».« جواهر لعل نهرو، نخست وزير هند».

طرز کار قلب انسان

نکاتی که باید در هنگام وقوع زلزله رعایت کنید

در هنگام زلزله چنانچه داخل ساختمان هستید: خونسردی و آرامش خود را حفظ کنید و مواظب کودکان باشید. اگر خانه مسکونی شما یک طبقه است ودارای فضای باز است فورا و با احتیاط خارج شوید.

ادامه نوشته

علایم حیاتی یک مصدوم

علایم حیاتی علایمی هستند که ما را از نحوه کارکرد دستگاه های بدن مطلع می سازند ، علایم خطرناک را هشدار می دهند و کارکرد دستگاههای عصبی ، تنفسی و گردش خون را گزارش می دهند....
ادامه نوشته

مسمومیت با گاز مونوکسید کربن

سالانه تعداد زیادی از هموطنان ما در اثر مسمومیت با گاز مونوکسید کربن جان خود را از دست داده و یا دچار معلولیت‌های ذهنی و روانی ناشی از آن می‌گردند....

ادامه نوشته

حتی بو کردن روغن زیتون می تواند به کاهش وزن کمک کند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک بررسی نشان داده است که مصرف روغن زیتون موجب ایجاد حس سیری در انسان می شود بر اساس این مطالعات حتی بو کردن روغن زیتون نیز تاثیر مشابهی دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  روغن زیتون روغنی است که در صورت درست استفاده کردن، به کاهش وزن کمک شایانی می‌کند.

جالب است که بدانید جایگزین....

ادامه نوشته

راهنمای غذایی برای کاهش کلسترول خون

بالابودن کلسترول عامل کلیدی بیماریهای قلبی است که میزان مرگ و میر افراد براثر آن سه برابر بیشتر از سرطان سینه و دوبرابر بیشتر از سرطان ریه است. اما نکته حائز اهمیت اینجاست که کاهش کلسترول خون بزرگترین لطفی است که فرد می تواند برای کاهش این خطر در حق خود انجام دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  کلسترول یک مادة نرم و مومی شکلی است که یک نوع چربی به شمار می رود و در خون و همة بافت های بدن شما وجود دارد. کلسترول در ساختمان غشای سلول ها، برخی هورمون ها و… شرکت دارد وجود آن برای سلامت بدن ضروری است. کلسترول بدن از دو راه به دست می‏آید.......


ادامه نوشته

واریس چگونه به وجود می آید؟

کار وریدها(سیاهرگ ها) بازگردانیدن خون بدون اکسیژن از اندام های بدن به قلب است تا قلب برای تامین اکسیژن مورد نیاز خون، آن را به شش ها بفرستد. پس از آن خون اکسیژن دار به قلب بازمی گردد و از آنجا به سرخرگ آئورت پمپ شده و بالاخره در سراسر بدن منتشر مى شود.

ورید هاى ساق پا کار دشوارترى دارند، چرا که باید خون را در مسیری طولانى، در خلاف جهت جاذبه زمین و فشار وزن بدن به جلو برانند. در وریدها دریچه هاى یک طرفه اى قرار دارند که کار آنها پیشگیرى از بازگشت خون به عقب است. اگر این دریچه ها کار خود را به خوبى انجام ندهند، خون به عقب بازمی گردد و در وریدها تجمع می یابد و سبب تورم آنها مى شود.

وریدهاى متورم و بادکرده به دو شکل دیده مى شوند: وریدهاى واریسى و وریدهاى تارعنکبوتى(که در پزشکى بدان تلانژیکتازى گفته مى شود). وریدهاى واریسى بزرگ تر بوده و به رنگ آبى تیره یا ارغوانى هستند و اغلب در سطح پوست، به صورت پرپیچ و خم دیده مى شوند. وریدهاى تارعنکبوتى، کوچک ترند و شبیه تارهاى عنکبوت به نظر مى رسند و رنگ آنها آبى یا قرمز است. این ورید ها به سطح پوست نزدیک بوده و درد و تورم ندارند. بزرگ ترین و طولانى ترین ورید سطحى، ورید صافن بزرگ است که از سمت داخلى مچ پا وارد کشاله ران مى گردد. زمانى که دریچه ها در مسیر این ورید و یا اتصالات آن با سایر وریدها خراب مى شوند، خون، تجمع یافته و یا در شاخه هاى وریدى به عقب بازمى گردد و واریس را ایجاد مى کند.

دلایل

وریدهاى متورم واریسى و تارعنکبوتى بسیار شایع هستند. بیش از ۴۰ درصد زنان بالاى ۵۰ سال به این بیمارى دچارند. عوامل این بیمارى شامل موارد زیر است:

?- توارث: به نظر مى رسد که تمایل به این بیمارى به ویژه در سنین جوانى، در میان برخى خانواده ها بیشتر باشد. برخى زنان با دریچه هاى وریدى با کارایى پایین تر و یا دیواره هاى عروقى ضعیف تر به دنیا مى آیند.

?- ایستادن به مدت طولانى: یک بررسى در مورد کارگران دانمارکى در دسامبر ۲۰۰۵ نشان داد زنانى که ۷۵ درصد مدت زمان کار خود را به حالت ایستاده و یا در حال راه رفتن گذرانده بودند، تقریباً دو برابر زنانى که مدت زمان کمترى بر روى پاهایشان ایستاده بودند، نیاز به درمان واریس پیدا کردند. پژوهشگران تخمین مى زنند در بزرگسالانی که سنین فعالیت و اشتغال را مى گذرانند، ایستادن هاى طولانى مدت مسئول بیش از ۲۰ درصد موارد پیدایش واریس است.

?- سن: خطر واریس با افزایش سن زیادتر مى شود. رگ هاى خونى و عضلات پشت ساق پا که در موقع راه رفتن با فشار بر وریدها، بازگشت خون را به سمت قلب تسهیل مى کنند، با گذشت زمان ضعیف تر مى شوند. کمتر از ده درصد زنان زیر ۳۰ سال و بیش از ۷۵ درصد زنان بالاى ۷۰ سال به واریس مبتلا هستند.

?- جنسیت: زنان بیش از مردان مستعد واریس هستند و باردارى عامل اصلى آن است. در دوران باردارى، وریدهاى ساق پا پرتر بوده و راحت تر پاره مى شوند، زیرا حجم خون و فشار شکمى در این دوران افزایش مى یابد و هورمون ها سبب گشاد شدن رگ هاى خونى مى شوند. هرچه حاملگى به پایان خود نزدیک مى شود، خطر واریس افزایش مى یابد.

?- وزن: وزن اضافى به ویژه در اطراف شکم، فشار اضافى را بر وریدهاى ساق پا تحمیل مى کند. زنانى که اضافه وزن دارند، نسبت به زنان لاغر بیشتر در معرض ابتلا به واریس هستند و این خطر در مورد زنان چاق سه بار بیشتر است.

در مطالعات انجام شده بر روى مردان، ارتباط چندانى بین بروز واریس و وزن بدن دیده نمى شود.

علائم

وریدهاى تارعنکبوتى بیشتر به لحاظ زیبایى ناراحت کننده هستند، حال آن که وریدهاى واریسى علاوه بر ظاهر طناب مانند، مشکلات متعدد دیگرى نیز به همراه دارند. در صورتى که مبتلا به ورید واریسى هستید، پس از ایستادن یا نشستن طولانى، در ساق پاهایتان احساس درد مبهم، سنگینى، سوزش، فشار و یا ضعف خواهید کرد. معمولاً بالا نگاه داشتن ساق هاى پا به بهبود این مشکل کمک مى کند. ممکن است شب ها گرفتگی دردناک عضلات پشت ساق پا را تجربه کنید. پاها و مچ پاهایتان ورم مى کند و ممکن است پوست اطراف ناحیه واریس دچار خارش و خشکى شده و یا بر روى آن بثوراتى پیدا شود و یا رنگ آن به قهوه اى یا آبى تغییر کند. ورید هاى واریسى بزرگ تر لزوماً علائم شدیدترى ندارند. در واقع، بسیارى از مردم مدت ها قبل از بروز تغییرات قابل رویت در ورید هایشان، سایر علائم را تجربه مى کنند.

اگر ورید هاى واریسى درمان نشوند، علائم بدتر شده و گاه عوارضى چون پارگى، زخم پوستى و ترومبوفلبیت(thrombophlebitis  یا التهاب وریدى همراه با لخته شدن خون) پیدا مى شود.

ارزیابى وریدهاى غیرطبیعى

پزشک درباره علائم سئوال کرده و وریدها و پوست اطراف آن ها را معاینه مى کند. براى آزمایش واپس زدن خون، جریان خون را اندکى مسدود مى کند(براى این کار از یک تورنیکت، بازوبند فشار خون و یا دست استفاده مى کند) و مشاهده مى کند که پس از رها کردن ناحیه مسدود شده چه اتفاقى مى افتد. براى مشاهده وریدهاى سطحى و دریچه هاى آن ها، پزشک از سونوگرافى داپلر استفاده مى کند، یعنى چیزى شبیه به همان که در دوران باردارى مورد استفاده قرار مى گیرد، و آن را بر روى سطح ساق پا حرکت مى دهد. سونوگرافى داپلر، اطلاعات بیشترى در اختیار قرار مى دهد، چرا که به پزشک امکان مى دهد سرعت و جهت جریان و قوام خون را ارزیابى کند. این روش مى تواند مکانى را که از آن جا خون شروع به پس زدن مى کند، شناسایى نموده و تایید کند که جریان خون ورید عمقى به مقدار کافى است.

راهکارهایى براى مراقبت از خود

وریدهاى واریسى ساق پا نیاز به هیچ گونه درمانى ندارند، مگر اینکه علائم بروز کنند. در بسیارى موارد، روش هاى مراقبت از خود براى کاهش فشار وریدهاى ساق پا، تقویت جریان خون و پرهیز از استفاده از روش هاى موثرتر و یا به تاخیر انداختن آن ها کفایت مى کند. این روش ها به قرار زیر هستند:

۱) پاهایتان را بالا نگاه دارید. روزى چند بار با نگه داشتن پاها در بالاى سطح قلب به مدت ۱۵ دقیقه، به آن ها استراحت دهید. بدین ترتیب ورید هاى شما ناچار نخواهند بود که در خلاف جهت جاذبه کار کنند.

۲) فعالیت ساق پا را تغییر دهید. اگر براى مدت طولانى مى نشینید یا مى ایستید، چندین بار براى مدتى کوتاه به قدم زدن سریع بپردازید. عضلات پشت ساق پایتان را با فعالیت هاى فیزیکى از قبیل قدم زدن هاى سریع و تمرین هاى استقامتى تقویت کنید.

۳) از مسکن استفاده کنید. استامینوفن، آسپیرین یا ایبوپروفن مى توانند دردهاى خفیف وریدهاى واریسى را که گه گاه بروز مى کنند، تسکین بخشند.

جوراب واریس

۴) جوراب هاى ساق بلند کشى بپوشید. این جوراب ها با تحت فشار قرار دادن وریدهاى ساق پا از بازگشت خون به عقب جلوگیرى مى کنند. اگر علائم خفیف باشند، جوراب هاى ساق بلند معمولى کفایت مى کنند. اگر علائم شدیدتر باشند، پزشک شما جوراب هاى ساق بلند فشاردهنده اى را تجویز خواهد کرد که از مچ پا تا ران ها خاصیت کشسانی(سفتی) آنها کاهش مى یابد(مانند تصویر بالا). این جوراب ها باید صبح ها قبل از برخاستن از رختخواب پوشیده شوند.

۵) از پوشیدن هرگونه لباس و پوشش تنگ در ناحیه کمر یا ساق پا خوددارى کنید.

روزنامه شرق- زهرا عباسپورتمیجانى

عوامل سرطان زا در رژیم غذایی

 بعضی عوامل در رژیم غذایی كه به بروز سرطان كمك می كنند، عبارتند از:

1- مصرف زیاد كالری:

مصرف زیاد غذا به بروز سرطان كمك می كند. یكی از دلایل آن افزایش خطر بیماری های ناشی از چاقی و انباشته شدن توده چربی در بدن است. بنابراین می توان چاقی را یك عامل خطر مهم برای بروز سرطان شمرد.

2- قند ساده:

قندهای ساده دارای كالری بالا و ارزش غذایی كم هستند. بعضی از مطالعات رابطه بین شاخص گلایسمیك بالای رژیم غذایی و بروز سرطان معده، رحم، تخمدان و روده بزرگ را تایید كرده اند.

شاخص گلایسمیك یك ماده غذایی نشان دهنده میزان افزایش قند خون در ازای مقدار كربوهیدرات موجود در غذا بعد از خوردن آن ماده غذایی است.

3- فیبر:

فیبرها كه به مقدار فراوان در سبزی ها، میوه ها، حبوبات و غلات سبوس دار یافت می شوند، در مقابل سرطان اثر حفاظتی دارند.

فیبرهای غیر محلول همچون سلولز به مواد سرطان زا متصل شده و آنها را از دستگاه گوارش خارج می سازند. فیبرها همچنین از رشد سلول های سرطانی روده کم می کنند.

غلات بدون سبوس و منابع حیوانی عمدتا دارای فیبر بسیار كم، و میوه ها و سبزی ها و غلات سبوس دار دارای فیبر فراوان هستند.

مصرف روزانه 5 تا 6 واحد میوه و سبزی یا بیشتر در روز، خطر بروز سرطان را 20 درصد کاهش می دهد.

4- گوشت قرمز:

بعضی مطالعات رابطه بین مصرف گوشت قرمز و بروز سرطان كولون (روده بزرگ) و ركتوم ، پانكراس (لوزالمعده) و پروستات را نشان داده اند.

در مطالعات دیگری رابطه بین "آمین های هتروسیكلیك" كه در جریان پخت گوشت در درجه حرارت بالا(مثل کباب کردن) به وجود می آیند، با سرطان سینه اثبات شده است.

5- چربی رژیم غذایی: 

مصرف زیاد چربی، به خصوص چربی حیوانی كه غنی از اسیدهای چرب اشباع است، خطر بروز سرطان به خصوص سرطان سینه، كولون و پروستات را افزایش می دهد.

نشان داده شده است كه چربی امگا3 در مقابل بروز سرطان اثر حفاظتی دارد. این چربی مفید در ماهی، انواع آجیل و تخمکتان وجود دارد.

گیتی بهدادی پور- کارشناس تغذیه-سایت تبیان

بررسی ژنتیک مدت زمان خواب




دانشمندان عامل ژنتیکی دیگری را یافته اند که بر مدت زمانی که می خوابیم تاثیر دارد. کم خوابیدن یا زیاد خوابیدن ممکن است به ژنی مرتبط باشد که در رفتارهای مرتبط به خواب مگس سرکه نیز ارتباط آن مشخص شده است.

دانشمندان با بررسی dna 4200 اروپایی، ارتباط مدت زمانی که این افراد در طول شب می خوابند را با ژن های آنها بررسی کرده اند. در طی این تحقیق مشخص شده که تفاوت آلل های ژن sur2 در افراد مختلف با میانگین زمان خواب افراد ارتباط دارد و افرادی که آلل خاصی از این ژن را دارند، حدود نیم ساعت بیش از بقیه می خوابند.

بررسی عملکرد این ژن در مگس سرکه نشان می دهد، مگس هایی که عملکرد این ژن در سلول های مغزی آنها مختل شده بود در طول شب نمی خوابیدند. این ژن پروتئینی را رمز می کند که در تشکیل کانال انتقالی پتاسیم در سلول نقش ساختاری دارد.

گفتنی است، سال گذشته نیز ارتباط ژن dec2 با مدت زمان خوابیدن گزارش شده بود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ستاره  |  نظر بدهید

دستگاه گردش خون و لنف


قلب از دهلیز و بطن راست، دهلیز و بطن چپ تشکیل شده است.

دیواره قلب از سه طبقه آندوکاردیوم، میوکاردیوم و اپی کاردیوم ساخته شده است.

آندوکاردیوم: طبقه داخلی دهلیز و بطن است و شامل آندوتلیوم می‌باشد.

میوکاردیوم : رشته‌های عضلانی قلب را می‌گویند و توسط آندومیزیوم به آندوکاردیوم چسبیده است.

اپی کاردیوم  : پوشش فیبروالاستیک است که تمامی سطح قلب را می‌پوشاند.


رگهای خونی

رگهای خونی دارای سه طبقه است.

طبقه داخلی که شامل آندوتلیوم است.

طبقه میانی شامل غضله صاف است.

طبقه خارجی شامل بافت پیوندی است.

 

سرخرگها  بر سه نوعند:

-         سرخرگ ارتجاعی بزرگ

-         سرخرگ ماهیچه‌ای ( متوسط وکوچک)

-         شریانچه

سرخرگ ارتجاعی:  شامل آئورت، کاروتید اصلی و ایلیاک اصلی می‌باشد.

طبقه داخلی : آندوتلیوم است.

طبقه میانی : دارای تیغههای ارتجاعی و بزرگترین طبقه است.

طبقه خارجی : نازکتر و دارای کلاژن است که بطور طولی قرار گرفته است.

سرخرگ ماهیچه ای: شامل سرخرگهای طحال و مزانتری است.

طبقه داخلی : آندوتلیوم

طبقه میانی : دارای ماهیچه حلقوی و تیغههای ارتجاعی خارجی است.

طبقه خارجی:  دارای رشته‌های کلاژن فراوان است.

طبقه میانی و خارجی به یک قطر هستند.

شریانچه:

طبقه داخلی :  آندوتلیوم

طبقه میانی : تیغه ارتجاعی بین طبقه داخلی و میانی ماهیچه‌ای قرار دارد.

طبقه خارجی:  بدون تیغه ارتجاعی یا دارای کمی تیغه ارتجاعی است.

 

مویرگها :

اندوتلیوم آن تک لایه‌ای است که بر روی غشای پایه قرار دارد.

پری‌سیتها در خارج غشای پایه است و چند استعدادی‌اند.

زواید سیتوپلاسمی این سلولها دیوارة مویرگها را احاطه می‌کند.

 

مویرگها سه گروه‌اند. 1- پیوسته  2-منفذ دار 3-سینوزوئید.

 

مویرگهای پیوسته :

فراوانترن مویرگ هستند.

در ریه – پوستمغز و ماهیچه یافت میشوند.

 

مویرگهای منفذدار:

فضای بین سلولیهای آندوتلیومی بوسیله یک دیافراگم پوشیده شده است.

در پرزهای روده کوچک ، غدد مترشحه داخلی و کلافه خونی کلیه وجود دارد.

 

سینوزوئید :

سینوزوئیدها نامنظم هستند:

فضاهای بین سلولی بزرگی بین سلولهای آندوتلیومی وجود دارد.

نه تنها اجازه خروج پلاسما را می‌دهد بلکه عبور عناصر خونی را تسهیل می‌نماید.

در کبد، طحال، مغز استخوان و کلافه خونی وجود دارد.

 

سیاهرگها :

بازگشت خون از مویرگها به قلب توسط پشت مویرگها، وریدچه و سیاهرگ صورت می‌گیرد. پشت مویرگها دو کار مهم انجام می‌دهند:

فشار خون پشت مویرگی کمتر از مویرگ و کمتر از فشاربافتی اطراف است بعضی ازمواد که از مویرگها خارج شده‌اند وارد پشت مویرگ و سپس به خون وارد میشوند.

لکوسیتها با عبور از فضای بین سلولهای آندوتلیومی پشت مویرگها به محل عفونت می‌رسند.

پشت مویرگها :

دولایه‌ای هستند شامل: آندوتلیوم و بافت پیوندی

 

وریدچه :

طبقه داخلی: آندوتلیوم

طبقه میانی:  یک تا سه لایه ماهیچه صاف

طبقه خارجی:  دارای کلاژن فراوان

سیاهرگهای متوسط و کوچک :

دارای ماهیچه بیشتری از وریدچه بوده که در میان آن دستجات کلاژنی وجود دارد.

طبقه خارجی ضخیم‌تر از طبقه میانی است و دارای رشته‌های کلاژن طولی است.

در دست و پا دارای لانه کبوتری هستند.

 

رگهای لنفی :

دستگاه لنفی یک طرفه است.

مویرگهای لنفی بشکل یک مویرگ سربسته و ته باز هستند.

رگهای لنفاوی در بافتهای پیوندی قرار دارند ولنف را با خود به خون حمل می‌کنند.

لنف از مویرگهای لنفی به رگهای بزرگ لنفی می‌ریزند. سپس از مجاری لنفی به سیاهرگهای بزرگ ناحیه گردن وارد می‌شوند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ستاره  |  نظر بدهید


دستگاه تنفسی

مقدمه

بدن موجودات زنده جهت تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دی‌اکسید کربن به دستگاه تنفس وابسته است. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بین بافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابسته است.دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام می‌دهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شده است. ناحیه هوایی شامل حفره بینی ، حلق ، حنجره ، نای و سیستم نایژه‌هاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها می‌رساند.


تصویر

ناحیه هوایی دستگاه تنفسی

بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژه‌ها دارای پوشش مطبق کاذب مژک‌دار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل می‌شوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت می‌کند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.

این قسمت ایمونوگلوبولین a تولید می‌کند و به پوشش مخاطی می‌رسد و باکتریها و ویروسها را می‌کشد. استخوان دیواره‌های حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام می‌بخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشته‌های ارتجاعی باعث کشیده شدن لوله‌های هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم می‌شود.

حفره بینی

حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم می‌شود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا می‌کند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غده‌های چربی و غده‌های عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی می‌تواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.

حلق

حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا می‌کند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژه‌دار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزه‌های حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.

حنجره

حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن می‌شود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا می‌شود یک زایده غضروفی به نام اپی‌گلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را می‌بندد و مانع ورود غذا به درون نای می‌شود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا می‌شود.


تصویر

ششها

شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشته‌های ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژه‌های اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها می‌شوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت می‌کند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخه‌ای است که به نام درخت نایژکی خوانده می‌شوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان می‌کند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.

نای

نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای می‌شود. هر یک از بندها قطعه‌ای به شکل u و دارای غضروف شفاف با پری‌کندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز u به یکدیگر متصل می‌شوند. نوارهای ماهیچه‌ای بطور طولی و مایل قرار گرفته‌اند. حلقه‌های غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل می‌شوند.

انشعابات نای

نای انشعاب یافته نایژه اصلی را می‌سازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژه‌ها نامنظم می‌شود. نایژه‌های اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژه‌های بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.

ناحیه تنفسی

نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسه‌های هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم می‌شوند. کیسه‌های هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشته‌های ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.

بین حبابها دیواره‌ای از رشته‌های شبکه‌ای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت می‌گیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.


تصویر

چگونگی تنفس

تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج می‌شود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمی‌شوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچه‌های تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دنده‌ها در پایین‌ترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر می‌شود اعصاب حرکتی ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی و دیافراگم را منقبض می‌کنند.

انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی موجب حرکت دنده‌ها به بالا و طرفین می‌شود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه می‌شود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسه‌ها می‌شوند و هوا را به درون خود می‌کشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسه‌های هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار می‌افتد. در پایان دم ماهیچه‌ای ویژه دم استراحت می‌کنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب می‌شود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا می‌شود بازدم را بطور فعال نیز می‌توان انجام داد.

تنظیم حرکات دم و بازدم

نورونهای بصل‌النخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصل‌النخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچه‌های بازدم را فعال می‌کند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچه‌های تنفسی پایان می‌یابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت می‌گیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دی‌اکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود.

انتقال و تبادل گازهای تنفسی

هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس می‌شود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود.
  • انتقال از هوا به شش
  • انتقال از شش به خون (تبادل)
  • انتقال در خون
  • انتقال از خون به بافتها (تبادل).
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ستاره  |  نظر بدهید

دستگاه عصبی

دستگاه عصبی

  




دستگاه عصبی به دو قسمت دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم می‌شود. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی شامل عقده‌ها یا گره‌های عصبی و اعصاب بیرون از دستگاه عصبی مرکزی است.



تصویر

مقدمه

دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.

پرده‌های مغز و نخاع

سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.

نخاع

نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌کنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.

مقطع نخاع

مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل h در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای h به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.

اعمال حرکتی نخاع

در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن می‌شود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشته‌هایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع است.


تصویر

مغز

مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ است.

نیمکره‌های مخ

دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.

مخچه

مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط برقرار می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه قرار دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع

این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.


تصویر

عقده عصبی

یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندی قرار گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.

دستگاه  عصبی

      محیطی

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.
  • بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.
  • بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند.
رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ستاره  |  نظر بدهید

آناتومی

  


آناتومی توصیف یا تشریح یک ساختار است، از راه جدا کردن تکه‌های مختلفی که بر هم سوار شده و آن ساختار را ساخته‌اند. واژه آناتومی anatomy از ترکیب پیشوند ana به معنای up (به مفهوم بر بالای هم سوار شده و ساخته شده و کالبد) با واژه یونانی temnenin به معنای (بریدن و قطعه قطعه کردن) بدست آمده است. و همان مفهوم از هم جدا کردن، اجزای یک کالبد را می‌دهد. آناتومی (کالبد شناسی) انسان human anantomy عبارتست از مطالعه ساختارهایی که تن (کالبد) انسان را تشکیل می‌دهند.



تصویر

مقدمه

در بیان آناتومی گفته می‌شود که مطالعه ساختار بدن انسان است. البته بیشتر آناتومیستها این را قبول ندارند چرا که آنان بیان می‌کنند این تعریف بدون در نظر گرفتن اعمال مربوط به قسمتهای مختلف بدن است. بنابراین معنی دقیق آناتومی عبارتست از مطالعه ساختمان بدن و ربط آن به اعمال قسمتهای مختلف آن ساختمان. در بررسی آناتومی ، چنانچه بررسی با چشم غیر مسلح صورت گیرد آن را کالبد شناسی درشت بین (macroanatomy) گویند.

با کمک میکروسکوپ انجام گیرد، آن را کالبد شناسی ریزبین (microanatomy) یا بافت شناسی (histology) گویند. بالاخره شناسایی بدن انسان در دوره جنینی ، جنین شناسی یا رویان شناسی embryology نامیده می‌ شود. ولی واژه آناتومی یا کالبد شناسی ، در زبان فارسی ، بیشتر بیان کننده همان ماکروآناتومی است. بررسی عملی بدن انسان که روی جسد انجام می‌گیرد، کالبد شکافی یا تشریح خوانده می‌شود.

تاریخچه

اولین مطالعات مربوط به آناتومی ، توسط وسالیوس که یک آناتومیست فلمنگی قرن شانزدهم می‌باشد صورت گرفت. او توانست طرحهایی از قسمتهای مختلف بدن ، با چشم غیر مسلح رسم کند.


تصویر

انواع آناتومی

امروزه آناتومی با یک صفت استفاده می‌شود که شاخه خاصی از آناتومی را بیان می‌کند.

  • آناتومی عملی: بطور معمول از شناخت و درمان کلینیکی استفاده می‌شود مثل استفاده از علم آناتومی در اجرای یک آزمایش فیزیکی بر روی بدن.
  • آناتومی کلینیکی: مطالعه آناتومی وابسته به عمل دارو.
  • آناتومی مقایسه‌ای: مطالعه آناتومی ارگانیسمهای مختلف با کشیدن شباهتها و تفاوتها در رابطه با ساختار و عملکرد.
  • آناتومی عرضی: آناتومی‌ای که بدن را در خلاف جهت طرح بدن بررسی می‌کند.
  • آناتومی تکامل: مطالعه فرایندهای زیستی از لقاح تا تشکیل یک انسان بالغ. جنین شناسی نوعی از این است که بطور گسترده در رابطه با فرایندهای تکاملی که قبل از تولد اتفاق می‌افتد درگیر است.
  • آناتومی ماکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با چشم غیر مسلح بر روی برشهایی از قسمتهای مختلف بدن.
  • آناتومی میکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با استفاده از میکروسکوپ نوری ، همچنین از میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده نیز استفاده شده و قسمتهای کوچکتر از حد سلول را مطالعه می‌کنند.
  • آناتومی اعصاب: مطالعه سیستم عصبی مرکزی و محیطی.
  • آناتومی رادیوگرافیک: مطالعه آناتومی براساس تکنیکهای تصویرسازی مثلا تصویر برداری ، سی تی اسکن و اولتراسونوگرافی.


تصویر

  • آناتومی منطقه‌ای: مطالعه آناتومی یک قسمت خاصی از بدن مثل قفسه سینه در این نوع همزمان همه سیستمهای زیستی مثل اسکلتی ، گردش خون و... و ارتباطات اعمال سیستمهای مختلف باهم و بطور همزمان در یک قسمت خاص از بدن مطالعه می‌شود.
  • آناتومی سطحی: آناتومی که مطالعه بر سطح خارجی بدن دارد که بخصوص در شناسایی و درمان مشکل کلینیکی مهم می‌باشد.
  • آناتومی مربوط به عمل جراحی: اجرا و مطالعه آناتومی بطوری که مربوط می‌شود به عمل جراحی که هدف آن ممکن است شناسایی یا درمان باشد.
  • آناتومی سیستمیک: مطالعه آناتومی بوسیله سیستمهای زیستی مثلا سیستم ماهیچه‌ای ، اسکلتی ، گردش خون و .. در این نوع یک سیستم زیستی بطور منفرد در کل بدن مطالعه می‌شود.

کاربردهای آناتومی

  • مقایسه آناتومی طبیعی یک انسان طبیعی با یک انسان بیمار و ارجاع بیماری به محل خاصی از بدن.
  • بررسی کلیه مراحل تکامل از زیگوت تا انسان بالغ.
  • استفاده از آناتومی در رده بندی موجودات مختلف.
  • استفاده از آناتومی در تعیین جنسیت جنین و ناهنجاریهای آن در سیستمهای مختلف.


تصویر

آناتومی کالبدشناسی

یک شاخه از آناتومی به نام کالبد شناسی توصیفی می‌باشد که در آن بدن انسان را از جهت دارا بودن اعمال مشخصی به دستگاههای جداگانه تقسیم می‌کنند که با همدیگر ارتباط دارند. این دستگاهها به سه دسته عمده طبقه بندی می‌شوند.
  1. دستگاههای ارتباطی: دستگاههای ارتباطی عبارتند از: دستگاه حرکتی (استخوانها ، مفاصل ، عضلات)، دستگاه عصبی و دستگاه حواس.
  2. دستگاههای تغذیه‌ای: این دستگاهها ، نیز شامل چند دستگاه است که عبارتند از: دستگاههای گوارش ، گردش خون ، تنفس ، ادراری و غدد مربوط به آنها.
  3. دستگاههای تولید مثلی: این دستگاهها ، شامل دستگاه تناسلی مرد و زن می‌باشد که هر یک از یک عضو اصلی به نام بیضه (در مرد) و تخمدان (در زن) بوجود آمده‌اند. که سلولهای مخصوص تناسلی (اسپروماتوزوئید و اوول) را تولید می کند و نیز تعدادی مجاری و غدد وابسته که حرکات و ترکیب و رشد سلولهای مذکور را میسر می‌سازند.

بهترین راه نگهداری نان

نان سنگک

خسته و کوفته از کار روزانه به خانه برمی‌ گردید و سر راه هم یک نان سنگک داغ و برشته می‌ خرید و فکر می ‌کنید چه قدر به فکر سلامت خود‌تان و خانواده ‌تان هستید که این نان سنتی سبوس ‌دار را انتخاب کرده‌ اید؛ غافل از این که دست ‌های آلوده، صندلی ماشین یا روزنامه و نایلون کثیفی که دور نان پیچیده‌ اید، می ‌توانند ناقل آلودگی‌ های محیطی به نان شما باشند.

بحث درباره ی این که نان را چطور نگهداری کنیم تا دیرتر بیات شود یا چطور آن را سالم و عاری از هرگونه آلودگی به خانه برسانیم‌، موضوع گفتگوی هفته نامه سلامت با دکتر محمد حسین عزیزی، متخصص علوم و صنایع غذایی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، است.

آقای دکتر‍! خیلی ‌ها بعد از خرید نان، آن را توی روزنامه می ‌پیچند. این کار، درست است؟

به هیچ عنوان! روزنامه‌ های ما معمولا کیفیت چاپ خوبی ندارند و مرکب نوشته‌ ها روی کاغذ به سادگی جدا می‌ شوند و به موادی که کنارشان هستند، نفوذ می‌ کنند. اگر شما دست تان را روی کاغذ روزنامه بکشید، حتما خواهید دید که انگشتان تان سیاه می‌ شوند و این سیاهی،‌ ناشی از جدا شدن مرکب نوشته‌ ها است. حالا حسابش را بکنید که نان داغ، وقتی داخل روزنامه قرار بگیرد، کمی هم رطوبت ایجاد کرده و این رطوبت، کار انتقال جوهر نوشته‌ های روزنامه به نان را ساده ‌تر می‌ کند.

انتقال مُرکب نوشته ‌ها به نان چه مضراتی می ‌تواند داشته باشد؟

خب، مرکب چاپ حاوی سُرب و فلزات سنگین(کادمیوم و آرسنیک) است که تجمع آن ها در درازمدت می ‌تواند باعث بروز بیماری‌ ها و علایمی مانند احساس خستگی یا سردرد شود.

پس می‌ گویید آن هایی که می ‌خواهند صبح زود نان تازه بخورند، چه کار کنند؟

بهتر است تمام کسانی که می ‌خواهند به نانوایی بروند، یک پارچه ی نخی سفید و بدون چاپ و نوشته همراه خود ببرند و نان شان را درون آن قرار دهند. آن ها می‌ توانند از یک نایلون بدون رنگ و چاپ هم برای قرار دادن نان استفاده کنند.

مگر نمی ‌گویند غذاهای داغ را نباید توی کیسه پلاستیکی گذاشت؟

نه، اشتباه نکنید‍! منظور من این نبود که نان داغی که از تنور بیرون می ‌آید را داخل نایلون بگذارید. شما می‌ توانید نان خود را روی توری جلوی مغازه ی نانوایی کمی هوا بدهید و خنک کنید و سپس آن را درون نایلون بگذارید و بدون هیچ ‌گونه نگرانی آن را بخورید. در ضمن، شما می‌ توانید نان را از نانوایی تا خانه یا اداره توی یک کاغذ سفید و تمیز هم بپیچید.

بعضی‌ ها اعتقاد دارند که قرار دادن نان روی سفره‌ های پلاستیکی هم کار درستی نیست! نظر شما چیست؟

راستش را بخواهید، همان ‌طور که در سوال قبل اشاره کردم، نان تا رسیدن به مقصدتان خنک می ‌شود و قرار دادن آن روی سفره‌ های پلاستیکی نمی‌ تواند مشکلی را به وجود بیاورد؛ مگر این که سفره ی شما طرح یا چاپ داشته باشد که در این صورت، شما باید سفره ‌تان را برعکس و از روی ساده و بدون طرحش استفاده کنید تا چاپ روی سفره به نان نچسبد.

آقای دکتر! خیلی از ما یاد گرفته ‌ایم نان را توی یک نایلون داخل یخچال بگذاریم تا دیرتر بیات شود یا کپک بزند. این، روش مناسبی است؟

اتفاقا سرعت بیات شدن نان داخل یخچال بیشتر است. نشاسته ی داخل نان برای این که بیات شود، یا باید در محیط گرم باشد یا در محیطی کاملا سرد. فضای خنکی مثل یخچال، به کهنه شدن سریع‌ تر نان کمک می ‌کند.

خب، راه‌ حل چیست؟

راه‌ حل، نگهداری طولانی‌ مدت‌ نان در فریزر است. داخل محیط سرد فریزر، آب داخل نان منجمد می ‌شود و وقتی که شما از نان تان رفع انجماد کنید، این ماده ی غذایی بدون بیات شدن به حالت اولیه ‌‌اش برمی‌ گردد.

و بهترین راهی که شما برای رفع انجماد نان پیشنهاد می‌ کنید، چیست؟

بهترین راه این است که نان را چند دقیقه پیش از مصرف از فریزر خارج کنید و اجازه بدهید یخ آن در دمای محیط آب شود.

راه دیگر این است که نان را روی بخار آب کتری یا سماور بگذارید.

قرار دادن نان برای مدت کوتاهی توی مایکروفر هم می‌ تواند راه مناسبی برای یخ‌ زدایی از آن باشد.

اما به هیچ‌ وجه به‌ شما پیشنهاد نمی ‌کنم که نان را برای باز شدن یخ آن، روی حرارت مستقیم اجاق قرار دهید؛ زیرا ترکیب‌ های سوختی و دوده ی ناشی از شعله ی گازی که هنگام گرم شدن به نان تان می‌ چسبند، می ‌توانند برای سلامت ‌تان مُضر و حتی سرطان ‌زا باشند.

حالا اگر بخواهیم نان مان را برای مدت کوتاهی توی یخچال نگهداری کنیم باید چه نکاتی را مدنظر قرار بدهیم؟

بهتر است که برای مدت کوتاه، نان را درون یک پارچه نخی و سپس آن را داخل یخچال بگذارید. این طوری، نان دیرتر کپک می ‌زند ولی یکی‌ دو روزه بیات می ‌شود.

اگر می‌ خواهید نان را بیشتر از 2 روز نگه دارید، باید آن را به اندازه ی وعده‌ های خوراکی ‌تان تقسیم کنید و بعد داخل فریزر بگذارید.

نان ‌ها معمولا داخل هیچ پوششی قرار نمی‌ گیرند؛ پس چه کار کنیم که آلودگی دست‌ های مان به نانی که خریده‌ ایم، سرایت نکند؟

همه می ‌توانند برای پیشگیری از انتقال آلودگی‌ دست ‌های شان به نان، از خود نانوا بخواهند که نان را برای شان درون پارچه یا نایلون قرار دهد یا این که با چند دستمال کاغذی سفید و بدون طرح، نان را بگیرند و به منزل برسانند.

مصاحبه کننده: لیلی افروغ

مضرات نان برشته


 آیا می دانید چه قسمتی از نان را نباید خورد و به چه دلیل می باشد ؟ خوردن این قسمت از نان برای سلامتی شما بسیار خطرناک است و ...

nan-bereshteh

 یکی از موضوعاتی که این روزها بحث داغ اکثر رسانه‌های روز کشورهای اروپایی و آمریکایی شده است «ترس از آکریلامید» است. آکریلامید یک ماده اسیدی سرطان‌زاست که هنگام سوختن، برشته شدن یا پختن مواد کربوهیدراتی غلات در درجه حرارت بالا در محصولاتی چون نان، بیسکویت، کلوچه، برنج و سیب‌زمینی ایجاد می‌شود.
 
طبق پژوهش دانشمندان، آکریلامید در مقایسه با دیگر مواد سمی شناخته شده در غذاهای مختلف می‌تواند برای انسان‌ها تا 100 برابر خطرناک‌تر باشد. مقدار این ماده در سیب‌زمینی سرخ شده و چیپس بیشتر است، اما در کشور ما بیشترین نگرانی از حجم تولید و مصرف آکریلامید در نان است.

آکریلامید در نان زمانی خود را نمایان می‌کند که نان بر اثر حرارت زیاد و مستقیم تغییر حالت داده و به رنگ قهوه‌ای یا سیاه درآید و این مشکل اصلی نان‌های مصرفی ماست که اغلب به صورت سنتی در تنور تهیه و در حرارت زیاد و مستقیم پخته می‌شوند. مشکل دیگر برخی تنورهای نانوایی آن است که به علت نیاز به تعمیر یا عدم نظافت دیواره تنور از خمیر به جای مانده از پخت قبلی، سطح زیرین نان‌های جدید سوخته و سمی می‌شوند یا آن که به دلیل عدم تنظیم حرارت تنور قسمت‌هایی از نان سوخته و لکه‌های سیاه‌رنگی پدیدار می‌شود که متاسفانه به دلیل عدم آگاهی مصرف‌کنندگان به وجود ترکیبات خطرناک آکریلامیدی در نان سوخته، این قسمت‌ها نیز مصرف می‌شود.
 
 از طرف دیگر برخی افراد هم هستند که برای ماندگاری بیشتر، طعم مطلوب‌تر یا برای بیماران دیابت ی خود سفارش نان‌های برشته می‌دهند؛ اما باید بدانیم مصرف نان‌های برشته‌ای که رنگ آنها متمایل به قهوه‌ای شده و ظاهری مطلوب و خشک و طعمی لذیذ دارند و همچنین مصرف قسمت‌های سوخته نان‌ها هر چند کوچک و ناچیز، می‌تواند به میزان زیادی سم خطرناک آکریلامید را وارد بدن مصرف‌کننده نماید.
این ماده سمی به محض ورود به بدن تجزیه شده و ماده‌ای تولید می‌کند که می‌تواند با اثر روی
DNA و ایجاد جهش در ژن‌ها موجب بروز سرطان، انواع عفونت‌ها، آسیب به سیستم ایمنی و عصبی شود. عوارض عصبی این سم شامل اختلال در هوشیاری، ضعف، تحریک‌پذیری و تغییرات رفتاری است. اختلالات باروری همچون تغییر در رفتارهای جنسی، ناباروری و سقط، تحریک و قرمزی پوست و چشم‌ها از دیگر عوارض آکریلامید است.

این سم به دلیل آن‌که در دراز مدت تاثیرات مخرب خود را بر سلامت مصرف‌کننده برجای می‌گذارد، کمتر مورد توجه بوده و متاسفانه آزمایشات عادی و مداومی در این زمینه روی مواد غذایی کربوهیدراتی از جمله نان‌ها انجام نمی‌شود. بنابر این بهتر است در کشور ما نیز به دلیل آن‌که نان درصد زیادی از سهم غذایی روزانه افراد را به خود اختصاص می‌دهد به این موضوع بیشتر پرداخته شود.

توصیه‌ها
- سلامت خود را فدای طعم لذیذ نان‌های برشته نکنید و اگر قصد خرید نان‌های نازک برشته‌شده‌ای را دارید که حاوی زیره، کنجد، تخمه و ... هستند آنهایی را که رنگ روشن داشته و در اصطلاح برشته نشده هستند انتخاب کنید.

- از تُست کردن نان اجتناب کنید و در صورت ضرورت نان را در درجه حرارت کم و به مدت کوتاه تُست کنید.

- در ترکیب سوسیس جهت ایجاد بافت مطلوب از مواد پرکننده‌ای چون آرد و نشاسته استفاده می‌شود. این مواد هنگام سرخ شدن سوسیس در روغن منجر به پف کردن و قهوه‌ای شدن آن می‌شوند که این ویژگی، محصول را بسیار خوش‌طعم و خوش‌ظاهر می‌کند. اما باید بدانید قهوه‌ای شدن بیش از حد که در نتیجه سوختن ترکیبات کربوهیدراتی سوسیس است می‌تواند منجر به افزایش میزان آکریلامید محصول شود.

- برای پختن کیک و پیتزا در سینی فر از کاغذ مخصوص استفاده کنید.

- از برشته شدن نان حاشیه پیتزا بشدت اجتناب ورزید و در صورت برشته شدن حاشیه آن را دور بیندازید.

- برای تهیه ته‌دیگ از نان و سیب‌زمینی استفاده نکنید.

- برای خرید نان سوخاری آنهایی را که رنگ روشن دارند انتخاب کنید و از مصرف بیسکویت و کلوچه‌هایی که سطح زیرین آنها سوخته است، بپرهیزید.
منبع : jamejamonline.ir