بررسی ژنتیک مدت زمان خواب
دانشمندان عامل ژنتیکی دیگری را یافته اند که بر مدت زمانی که می خوابیم تاثیر دارد. کم خوابیدن یا زیاد خوابیدن ممکن است به ژنی مرتبط باشد که در رفتارهای مرتبط به خواب مگس سرکه نیز ارتباط آن مشخص شده است.
دانشمندان با بررسی dna 4200 اروپایی، ارتباط مدت زمانی که این افراد در طول شب می خوابند را با ژن های آنها بررسی کرده اند. در طی این تحقیق مشخص شده که تفاوت آلل های ژن sur2 در افراد مختلف با میانگین زمان خواب افراد ارتباط دارد و افرادی که آلل خاصی از این ژن را دارند، حدود نیم ساعت بیش از بقیه می خوابند.
بررسی عملکرد این ژن در مگس سرکه نشان می دهد، مگس هایی که عملکرد این ژن در سلول های مغزی آنها مختل شده بود در طول شب نمی خوابیدند. این ژن پروتئینی را رمز می کند که در تشکیل کانال انتقالی پتاسیم در سلول نقش ساختاری دارد.
گفتنی است، سال گذشته نیز ارتباط ژن dec2 با مدت زمان خوابیدن گزارش شده بود.
دستگاه گردش خون و لنف
قلب از دهلیز و بطن راست، دهلیز و بطن چپ تشکیل شده است.
دیواره قلب از سه طبقه آندوکاردیوم، میوکاردیوم و اپی کاردیوم ساخته شده است.
آندوکاردیوم: طبقه داخلی دهلیز و بطن است و شامل آندوتلیوم میباشد.
میوکاردیوم : رشتههای عضلانی قلب را میگویند و توسط آندومیزیوم به آندوکاردیوم چسبیده است.
اپی کاردیوم : پوشش فیبروالاستیک است که تمامی سطح قلب را میپوشاند.
رگهای خونی
رگهای خونی دارای سه طبقه است.
طبقه داخلی که شامل آندوتلیوم است.
طبقه میانی شامل غضله صاف است.
طبقه خارجی شامل بافت پیوندی است.
سرخرگها بر سه نوعند:
- سرخرگ ارتجاعی بزرگ
- سرخرگ ماهیچهای ( متوسط وکوچک)
- شریانچه
سرخرگ ارتجاعی: شامل آئورت، کاروتید اصلی و ایلیاک اصلی میباشد.
طبقه داخلی : آندوتلیوم است.
طبقه میانی : دارای تیغههای ارتجاعی و بزرگترین طبقه است.
طبقه خارجی : نازکتر و دارای کلاژن است که بطور طولی قرار گرفته است.
سرخرگ ماهیچه ای: شامل سرخرگهای طحال و مزانتری است.
طبقه داخلی : آندوتلیوم
طبقه میانی : دارای ماهیچه حلقوی و تیغههای ارتجاعی خارجی است.
طبقه خارجی: دارای رشتههای کلاژن فراوان است.
طبقه میانی و خارجی به یک قطر هستند.
شریانچه:
طبقه داخلی : آندوتلیوم
طبقه میانی : تیغه ارتجاعی بین طبقه داخلی و میانی ماهیچهای قرار دارد.
طبقه خارجی: بدون تیغه ارتجاعی یا دارای کمی تیغه ارتجاعی است.
مویرگها :
اندوتلیوم آن تک لایهای است که بر روی غشای پایه قرار دارد.
پریسیتها در خارج غشای پایه است و چند استعدادیاند.
زواید سیتوپلاسمی این سلولها دیوارة مویرگها را احاطه میکند.
مویرگها سه گروهاند. 1- پیوسته 2-منفذ دار 3-سینوزوئید.
مویرگهای پیوسته :
فراوانترن مویرگ هستند.
در ریه – پوست – مغز و ماهیچه یافت میشوند.
مویرگهای منفذدار:
فضای بین سلولیهای آندوتلیومی بوسیله یک دیافراگم پوشیده شده است.
در پرزهای روده کوچک ، غدد مترشحه داخلی و کلافه خونی کلیه وجود دارد.
سینوزوئید :
سینوزوئیدها نامنظم هستند:
فضاهای بین سلولی بزرگی بین سلولهای آندوتلیومی وجود دارد.
نه تنها اجازه خروج پلاسما را میدهد بلکه عبور عناصر خونی را تسهیل مینماید.
در کبد، طحال، مغز استخوان و کلافه خونی وجود دارد.
سیاهرگها :
بازگشت خون از مویرگها به قلب توسط پشت مویرگها، وریدچه و سیاهرگ صورت میگیرد. پشت مویرگها دو کار مهم انجام میدهند:
فشار خون پشت مویرگی کمتر از مویرگ و کمتر از فشاربافتی اطراف است بعضی ازمواد که از مویرگها خارج شدهاند وارد پشت مویرگ و سپس به خون وارد میشوند.
لکوسیتها با عبور از فضای بین سلولهای آندوتلیومی پشت مویرگها به محل عفونت میرسند.
پشت مویرگها :
دولایهای هستند شامل: آندوتلیوم و بافت پیوندی
وریدچه :
طبقه داخلی: آندوتلیوم
طبقه میانی: یک تا سه لایه ماهیچه صاف
طبقه خارجی: دارای کلاژن فراوان
سیاهرگهای متوسط و کوچک :
دارای ماهیچه بیشتری از وریدچه بوده که در میان آن دستجات کلاژنی وجود دارد.
طبقه خارجی ضخیمتر از طبقه میانی است و دارای رشتههای کلاژن طولی است.
در دست و پا دارای لانه کبوتری هستند.
رگهای لنفی :
دستگاه لنفی یک طرفه است.
مویرگهای لنفی بشکل یک مویرگ سربسته و ته باز هستند.
رگهای لنفاوی در بافتهای پیوندی قرار دارند ولنف را با خود به خون حمل میکنند.
لنف از مویرگهای لنفی به رگهای بزرگ لنفی میریزند. سپس از مجاری لنفی به سیاهرگهای بزرگ ناحیه گردن وارد میشوند.
دستگاه تنفسی
مقدمه
بدن موجودات زنده جهت تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دیاکسید کربن به دستگاه تنفس وابسته است. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بین بافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابسته است.دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام میدهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شده است. ناحیه هوایی شامل حفره بینی ، حلق ، حنجره ، نای و سیستم نایژههاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها میرساند.
|
ناحیه هوایی دستگاه تنفسی
بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژهها دارای پوشش مطبق کاذب مژکدار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل میشوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت میکند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.این قسمت ایمونوگلوبولین a تولید میکند و به پوشش مخاطی میرسد و باکتریها و ویروسها را میکشد. استخوان دیوارههای حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام میبخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشتههای ارتجاعی باعث کشیده شدن لولههای هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم میشود.
حفره بینی
حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم میشود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا میکند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غدههای چربی و غدههای عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی میتواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.حلق
حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا میکند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژهدار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزههای حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.حنجره
حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن میشود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا میشود یک زایده غضروفی به نام اپیگلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را میبندد و مانع ورود غذا به درون نای میشود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا میشود.
|
ششها
شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشتههای ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژههای اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها میشوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت میکند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخهای است که به نام درخت نایژکی خوانده میشوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان میکند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.نای
نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای میشود. هر یک از بندها قطعهای به شکل u و دارای غضروف شفاف با پریکندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز u به یکدیگر متصل میشوند. نوارهای ماهیچهای بطور طولی و مایل قرار گرفتهاند. حلقههای غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل میشوند.انشعابات نای
نای انشعاب یافته نایژه اصلی را میسازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژهها نامنظم میشود. نایژههای اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژههای بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.ناحیه تنفسی
نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسههای هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم میشوند. کیسههای هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشتههای ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.بین حبابها دیوارهای از رشتههای شبکهای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده میشود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت میگیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.
|
چگونگی تنفس
تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج میشود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمیشوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچههای تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دندهها در پایینترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر میشود اعصاب حرکتی ماهیچههای بین دندهای خارجی و دیافراگم را منقبض میکنند.انقباض ماهیچههای بین دندهای خارجی موجب حرکت دندهها به بالا و طرفین میشود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه میشود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسهها میشوند و هوا را به درون خود میکشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسههای هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار میافتد. در پایان دم ماهیچهای ویژه دم استراحت میکنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب میشود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا میشود بازدم را بطور فعال نیز میتوان انجام داد.
تنظیم حرکات دم و بازدم
نورونهای بصلالنخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصلالنخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچههای بازدم را فعال میکند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچههای تنفسی پایان مییابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت میگیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دیاکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود.انتقال و تبادل گازهای تنفسی
هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس میشود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود.- انتقال از هوا به شش
- انتقال از شش به خون (تبادل)
- انتقال در خون
- انتقال از خون به بافتها (تبادل).
دستگاه عصبی
|
| دستگاه عصبی به دو قسمت دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم میشود. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی شامل عقدهها یا گرههای عصبی و اعصاب بیرون از دستگاه عصبی مرکزی است. |
|
مقدمه
دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس میکند به مغز میفرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان میدهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت میگیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت میشود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی میشوند، این واسطههای شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید میشوند.پردههای مغز و نخاع
سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده میشود. سطح بیرونی پردهها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.نخاع
نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج میشوند. اعصاب حسی از طریق ریشههای پشتی وارد نخاع میشوند اعصاب حرکتی ریشههای شکمی نخاع را ترک میکنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را میسازند.مقطع نخاع
مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل h در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلیندار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشتههای بدون میلین هستند. بازوهای h به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده میشوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی مینامند.اعمال حرکتی نخاع
در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن میشود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج میشود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن میروند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهرهها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشتههایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچهها یا غدههای بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشتهها در ماده خاکستری نخاع واقع است.
|
مغز
مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطهای و نیمکرههای مخ است.نیمکرههای مخ
دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینهای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل میدهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستارهای یا دانهای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژهای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.مخچه
مخچه که تعادل بدن را حفظ میکند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذرهای در بیرون ، دانهای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دستههایی از تارهای عصبی میباشند با مغز میانی ارتباط برقرار میکند. در مرکز مخچه ، هستههای مرکزی مخچه قرار دارند. این هستهها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.هستههای مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانهدار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچهای به مخ کمک میکنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها میرود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ میشوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر میدهند. در کل کارهای که مخچه انجام میدهد همگی غیر ارادی هستند.
بصلالنخاع
این بخش را میتوان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصلالنخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل میکند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصلالنخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره میکند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.
|
عقده عصبی
یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندی قرار گرفتهاند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقدهها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده میشود.دستگاه عصبی
محیطی
رشتههای عصبی عقدههای نخاعی- جمجمهای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار میروند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع میروند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچهها و غدهها میروند و اعصاب مختلط که شامل رشتههای حسی و حرکتی هستند.اعصاب پیکری و خودمختار
اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها میروند.- بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچهای مخطط میبرند و ارادی هستند.
- بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره میکنند.
|
|
|
| آناتومی توصیف یا تشریح یک ساختار است، از راه جدا کردن تکههای مختلفی که بر هم سوار شده و آن ساختار را ساختهاند. واژه آناتومی anatomy از ترکیب پیشوند ana به معنای up (به مفهوم بر بالای هم سوار شده و ساخته شده و کالبد) با واژه یونانی temnenin به معنای (بریدن و قطعه قطعه کردن) بدست آمده است. و همان مفهوم از هم جدا کردن، اجزای یک کالبد را میدهد. آناتومی (کالبد شناسی) انسان human anantomy عبارتست از مطالعه ساختارهایی که تن (کالبد) انسان را تشکیل میدهند. |
|
مقدمه
در بیان آناتومی گفته میشود که مطالعه ساختار بدن انسان است. البته بیشتر آناتومیستها این را قبول ندارند چرا که آنان بیان میکنند این تعریف بدون در نظر گرفتن اعمال مربوط به قسمتهای مختلف بدن است. بنابراین معنی دقیق آناتومی عبارتست از مطالعه ساختمان بدن و ربط آن به اعمال قسمتهای مختلف آن ساختمان. در بررسی آناتومی ، چنانچه بررسی با چشم غیر مسلح صورت گیرد آن را کالبد شناسی درشت بین (macroanatomy) گویند.با کمک میکروسکوپ انجام گیرد، آن را کالبد شناسی ریزبین (microanatomy) یا بافت شناسی (histology) گویند. بالاخره شناسایی بدن انسان در دوره جنینی ، جنین شناسی یا رویان شناسی embryology نامیده می شود. ولی واژه آناتومی یا کالبد شناسی ، در زبان فارسی ، بیشتر بیان کننده همان ماکروآناتومی است. بررسی عملی بدن انسان که روی جسد انجام میگیرد، کالبد شکافی یا تشریح خوانده میشود.
تاریخچه
اولین مطالعات مربوط به آناتومی ، توسط وسالیوس که یک آناتومیست فلمنگی قرن شانزدهم میباشد صورت گرفت. او توانست طرحهایی از قسمتهای مختلف بدن ، با چشم غیر مسلح رسم کند.
|
انواع آناتومی
امروزه آناتومی با یک صفت استفاده میشود که شاخه خاصی از آناتومی را بیان میکند.- آناتومی عملی: بطور معمول از شناخت و درمان کلینیکی استفاده میشود مثل استفاده از علم آناتومی در اجرای یک آزمایش فیزیکی بر روی بدن.
- آناتومی کلینیکی: مطالعه آناتومی وابسته به عمل دارو.
- آناتومی مقایسهای: مطالعه آناتومی ارگانیسمهای مختلف با کشیدن شباهتها و تفاوتها در رابطه با ساختار و عملکرد.
- آناتومی عرضی: آناتومیای که بدن را در خلاف جهت طرح بدن بررسی میکند.
- آناتومی تکامل: مطالعه فرایندهای زیستی از لقاح تا تشکیل یک انسان بالغ. جنین شناسی نوعی از این است که بطور گسترده در رابطه با فرایندهای تکاملی که قبل از تولد اتفاق میافتد درگیر است.
- آناتومی ماکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با چشم غیر مسلح بر روی برشهایی از قسمتهای مختلف بدن.
- آناتومی میکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با استفاده از میکروسکوپ نوری ، همچنین از میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده نیز استفاده شده و قسمتهای کوچکتر از حد سلول را مطالعه میکنند.
- آناتومی اعصاب: مطالعه سیستم عصبی مرکزی و محیطی.
- آناتومی رادیوگرافیک: مطالعه آناتومی براساس تکنیکهای تصویرسازی مثلا تصویر برداری ، سی تی اسکن و اولتراسونوگرافی.
|
- آناتومی منطقهای:
مطالعه آناتومی یک قسمت خاصی از بدن مثل قفسه سینه در این نوع همزمان همه
سیستمهای زیستی مثل اسکلتی ، گردش خون و... و ارتباطات اعمال سیستمهای
مختلف باهم و بطور همزمان در یک قسمت خاص از بدن مطالعه میشود.
- آناتومی سطحی: آناتومی که مطالعه بر سطح خارجی بدن دارد که بخصوص در شناسایی و درمان مشکل کلینیکی مهم میباشد.
- آناتومی مربوط به عمل جراحی: اجرا و مطالعه آناتومی بطوری که مربوط میشود به عمل جراحی که هدف آن ممکن است شناسایی یا درمان باشد.
- آناتومی سیستمیک: مطالعه آناتومی بوسیله سیستمهای زیستی مثلا سیستم ماهیچهای ، اسکلتی ، گردش خون و .. در این نوع یک سیستم زیستی بطور منفرد در کل بدن مطالعه میشود.
کاربردهای آناتومی
- مقایسه آناتومی طبیعی یک انسان طبیعی با یک انسان بیمار و ارجاع بیماری به محل خاصی از بدن.
- بررسی کلیه مراحل تکامل از زیگوت تا انسان بالغ.
- استفاده از آناتومی در رده بندی موجودات مختلف.
- استفاده از آناتومی در تعیین جنسیت جنین و ناهنجاریهای آن در سیستمهای مختلف.
|
آناتومی کالبدشناسی
یک شاخه از آناتومی به نام کالبد شناسی توصیفی میباشد که در آن بدن انسان را از جهت دارا بودن اعمال مشخصی به دستگاههای جداگانه تقسیم میکنند که با همدیگر ارتباط دارند. این دستگاهها به سه دسته عمده طبقه بندی میشوند.- دستگاههای ارتباطی: دستگاههای ارتباطی عبارتند از: دستگاه حرکتی (استخوانها ، مفاصل ، عضلات)، دستگاه عصبی و دستگاه حواس.
- دستگاههای تغذیهای: این دستگاهها ، نیز شامل چند دستگاه است که عبارتند از: دستگاههای گوارش ، گردش خون ، تنفس ، ادراری و غدد مربوط به آنها.
- دستگاههای تولید مثلی: این دستگاهها ، شامل دستگاه تناسلی مرد و زن میباشد که هر یک از یک عضو اصلی به نام بیضه (در مرد) و تخمدان (در زن) بوجود آمدهاند. که سلولهای مخصوص تناسلی (اسپروماتوزوئید و اوول) را تولید می کند و نیز تعدادی مجاری و غدد وابسته که حرکات و ترکیب و رشد سلولهای مذکور را میسر میسازند.
سلام امیدوارم بتونین از مطالبم استفاده کنید.علی ولی