مسائل خمس(آیت الله سیستانی)
مسائل خمس از كتاب ( توضيح المسائل )
احكام خمس
مسأله ۱۷۲٠ ـ در هفت چيز خمس واجب مىشود :
اول : منفعت كسب .
دوم : معدن .
سوم : گنج .
چهارم : مال حلال مخلوط به حرام .
پنجم : جواهرى كه بواسطه غواصى ـ يعنى فرو رفتن در دريا ـ بدست مىآيد .
ششم : غنيمت جنگ .
هفتم : بنابر مشهور زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان بخرد .
واحكام اينها مفصلاً گفته خواهد شد .
۱ ـ منفعت كسب :
مسأله ۱۷۲۱ ـ هرگاه انسان از تجارت يا صنعت ، يا كسبهاى ديگر مالى
بدست آورد ، اگر چه مثلاً نماز و روزه ميتى را بجا آورده و از اجرت آن مالى
تهيه كند ، چنانچه از مخارج سال خود او و عيالاتش زياد بيايد ، بايد خمس ـ
يعنى يك پنجم ـ آن را به دستورى كه بعداً گفته مىشود بدهد .
مسأله ۱۷۲۲ ـ اگر از غير كسب مالى بدست آورد ـ بجز مواردى كه در مسائل بعد
استثنا مىشود ـ مثلاً چيزى به او ببخشند ، چنانچه از مخارج سالش زياد
بيايد ، خمس آن را بايد بدهد .
مسأله ۱۷۲۳ ـ مهرى را كه زن مىگيرد ، و مالى را كه مرد عوض طلاق خلع
مىگيرد ، و همچنين ديهاى كه دريافت مىشود ، خمس ندارد . و همچنين است
ارثى كه بر اساس قواعد معتبر در باب ارث به انسان مىرسد . ولى اگر مسلمانى
كه شيعه است مالى به غير اين راه مانند تعصيب (۵)
به او به ارث برسد ، آن مال از فوائد محسوب مىشود و خمس آن را بايد بدهد ،
و همچنين اگر ارثى به او برسد كه توقع آن را نداشته واز غير پدر و پسر
باشد ، ـ احتياط واجب ـ آن است كه خمس آن ارث را اگر از مخارج سالش زياد
بيايد ، بدهد .
مسأله ۱۷۲۴ ـ اگر مالى به ارث به او برسد و بداند كسى كه اين مال از او به
ارث رسيده خمس آن را نداده ، بايد خمس آن را بدهد ، و همچنين اگر در خود
آن مال خمس نباشد و وارث بداند كسى كه آن مال از او به ارث رسيده ، خمس
بدهكار است ، بايد خمس را از مال او بدهد ، ولى در هر دو صورت اگر كسى كه
مال از او به ارث رسيده به دادن خمس عقيده نداشته ، يا آنكه خمس نمىداده ،
لازم نيست وارث خمس واجب بر او را بپردازد .
مسأله ۱۷۲۵ ـ اگر بواسطه قناعت كردن ، چيزى از مخارج سال انسان زياد بيايد ، بايد خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۲۶ ـ كسى كه ديگرى تمام مخارج او را مىدهد ، بايد خمس تمام مالى را كه بدست مىآورد بدهد .
مسأله ۱۷۲۷ ـ اگر ملكى را بر افراد معيّنى مثلاً بر اولاد خود وقف نمايد ،
چنانچه در آن ملك زراعت و درختكارى كنند و از آن چيزى بدست آورند و از
مخارج سال آنان زياد بيايد ، بايد خمس آن را بدهند ، و همچنين اگر طور
ديگرى هم از آن ملك نفع ببرند ، مثلاً اجاره آن را بگيرند ، بايد خمس
مقدارى را كه از مخارج سالشان زياد مىآيد بدهند .
مسأله ۱۷۲۸ ـ اگر مالى را كه فقير بابت صدقه واجب ، مانند كفارات ورد
مظالم يا مستحبى گرفته از مخارج سالش زياد بيايد ، يا از مالى كه به او
دادهاند منفعتى ببرد ، مثلاً از درختى كه به او دادهاند ميوهاى بدست
آورد و از مخارج سالش زياد بيايد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد خمس آن را
بدهد . ولى اگر مالى را از بابت خمس يا زكات از روى استحقاق به او داده
باشند لازم نيست خمس خود آن را بدهد ، ولى منافع آن اگر از مخارج سال زياد
بيايد خمس دارد .
مسأله ۱۷۲۹ ـ اگر با عين پولِ خمس نداده جنسى را بخرد ، يعنى به فروشنده
بگويد اين جنس را به اين پول مىخرم ، چنانچه فروشنده مسلمان اثنا عشرى
باشد معامله نسبت به جميع مال صحيح است ، و به جنسى كه به اين پول خريده
است خمس تعلق مىگيرد ، واحتياجى به اجازه و امضاء حاكم شرع نيست .
مسأله ۱۷۳٠ ـ اگر جنسى را بخرد و بعد از معامله قيمت آن را از پول خمس
نداده بدهد ، معاملهاى كه كرده صحيح است ، و خمس پولى را كه به فروشنده
داده به صاحبان خمس مديون مىباشد .
مسأله ۱۷۳۱ ـ اگر مسلمان اثنا عشرى مالى را كه خمس آن داده نشده بخرد ، خمس آن به عهده فروشنده است ، و بر خريدار چيزى نيست .
مسأله ۱۷۳۲ ـ اگر چيزى را كه خمس آن داده نشده به مسلمان اثنا عشرى ببخشد ،
خمس آن به عهده خود بخشنده است ، و چيزى بر اين شخص نيست .
مسأله ۱۷۳۳ ـ اگر از كافر يا كسى كه به دادن خمس عقيده ندارد ، يا خمس
نمىدهد ، مالى به دست انسان آيد ، واجب نيست خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۳۴ ـ تاجر و كاسب و صنعتگر و كارمند و مانند اينها از وقتى كه
شروع به كاسبى و كار مىكنند يك سال كه بگذرد ، بايد خمس آنچه را كه از خرج
سالشان زياد مىآيد بدهند ، و همچنين است منبرى و امثال او هر چند درآمد
او در مواقع خاصى از سال باشد اگر معظم مخارج سال را كفاف دهد ، وكسى كه
شغلى ندارد كه از آن مخارج زندگى را تحصيل كند ، و از كمك دولت يا مردم
استفاده مىكند ، يا اتفاقاً سودى به دست مىآورد ، بعد از آنكه يك سال از
موقعى كه فائده برده بگذرد ، بايد خمس مقدارى را كه از خرج سالش زياد آمده
بدهد ، پس براى هر منفعت مىتواند سال جداگانه حساب كند .
مسأله ۱۷۳۵ ـ انسان مىتواند در بين سال هر وقت منفعتى به دستش آيد خمس آن
را بدهد ، و جايزاست دادن خمس را تا آخر سال تأخير بيندازد ، ولى اگر
بداند تا آخر سال به آن نياز پيدا نمىكند ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد
فوراً خمس آن را بدهد . و اگر براى دادن خمس ، سال شمسى قرار دهد ، مانعى
ندارد .
مسأله ۱۷۳۶ ـ اگر منفعتى بدست آورد و در بين سال بميرد ، بايد مخارج تا
موقع مرگش را از آن منفعت كسر كنند ، و خمس باقيمانده را فوراً بدهند .
مسأله ۱۷۳۷ ـ اگر قيمت جنسى كه براى تجارت خريده بالا رود و آن را نفروشد و
در بين همان سال قيمتش پائين آيد ، خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب
نيست .
مسأله ۱۷۳۸ ـ اگر قيمت جنسى كه براى تجارت خريده بالا رود و به اميد اينكه
قيمت آن بالاتر رود ، تا بعد از تمام شدن سال آن را نفروشد و قيمتش پائين
آيد ، خمس مقدارى كه بالا رفته ـ بنابر احتياط ـ بر او واجب است .
مسأله ۱۷۳۹ ـ اگر غير مال التجارة ، مالى را به خريدن يا مانند آن تهيه
كرده باشد و خمسش را داده باشد ، چنانچه قيمتش بالا رود ، اگر آن را بفروشد
، خمس مقدارى را كه بر قيمتش اضافه شده ، و از مخارج سال زياد آمده بايد
بدهد . و همچنين اگر مثلاً درختى ميوه بياورد ، يا گوسفندى كه براى استفاده
از گوشت نگه مىدارند چاق شود ، بايد خمس آن زيادى را بدهد .
مسأله ۱۷۴٠ ـ اگـر باغى احداث كند با پولى كه خمس آن را داده است ، يا خمس
به آن تعلق نگرفته است ، براى آنكه بعد از بالا رفتن قيمتش بفروشد ، بايد
خمس ميوه و نمو درختها ونهالهايى كه مىرويد ، يا آن را كاشتهاند و
شاخههاى خشكى كه قابل بريدن و استفاده است و زيادى قيمت باغ را بدهد ، ولى
اگر قصدش اين باشد كه ميوه آن درختها را فروخته و از قيمتش استفاده كند ،
خمس زيادى قيمت واجب نيست ، و ما بقى خمس دارد .
مسأله ۱۷۴۱ ـ اگر درخت بيد و چنار و مانند اينها را بكارد ، بايد هر سال
خمس زيادى آنها را بدهد ؛ و همچنين شاخههاى آن كه معمولاً هر سال مىبرند ،
اگر از مخارج سال او زياد بيايد ، بايد خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۴۲ ـ كسى كه چند رشته تجارت دارد مثلاً با سرمايه خود مقدارى شكر و
مقدارى برنج خريده است ، چنانچه همه آن رشتهها در شئون تجارت مانند خرج و
دخل ، و حساب صندوق و سود و زيان ، يكى باشند ، بايد خمس آنچه را كه در
آخر سال از مخارج او زياد مىآيد بدهد ، و چنانچه از يك رشته نفع ببرد و از
رشته ديگر ضرر كند ، مىتواند ضرر يك رشته را به نفع رشته ديگر تدارك
نمايد . ولى اگر دو رشته مختلف كسب دارد ، مثلاً تجارت و زراعت مىكند ، يا
يك رشته است ، و حساب دخل و خرج آنها از هم جدا است ، در اين دو صورت ـ
بنابر احتياط وجوبى ـ نمىشود ضرر يك رشته را به نفع رشته ديگر تدارك نمود .
مسأله ۱۷۴۳ ـ خرجهائى را كه انسان براى بدست آوردن فائده مىكند ، مانند
دلاّلى و حمّالى ، و همچنين نقصى كه بر آلات و وسائل او وارد مىشود ،
مىتواند از منفعت ، كسر نمايد و نسبت به آن مقدار ، خمس لازم نيست .
مسأله ۱۷۴۴ ـ آنچه از منافع كسب در بين سال به مصرف خوراك و پوشاك و
اثاثيه و خريد منزل ، و عروسى پسر ، و جهيزيه دختر و زيارت و مانند اينها
مىرساند ، در صورتى كه از شأن او زياد نباشد ، خمس ندارد .
مسأله ۱۷۴۵ ـ مالى را كه انسان به مصرف نذر و كفّاره مىرساند ، جزء مخارج
ساليانه است . و نيز مالى را كه به كسى مىبخشد ، يا جايزه مىدهد در
صورتى كه از شأن او زياد نباشد ، از مخارج ساليانه حـساب مىشود .
مسأله ۱۷۴۶ ـ اگر متعارف چنين باشد كه انسان جهيزيه دخترش را در سالهاى
متعدد تدريجاً تهيه كند ، و تهيه نكردن جهيزيه منافى شأنش باشد هر چند از
جهت اينكه نتواند در وقتش تهيه كند ، اگر در بين سال از منافع آن سال
مقدارى جهيزيه بخرد كه از شأنش زياد نباشد ، و عرفاً تهيه آن مقدار در يك
سال جزء مصارف ساليانه متعارف او شمرده شود ، خمس آن را لازم نيست بدهد ، و
اگر از شأنش زياد باشد ، يا از منافع آن سال در سال بعد جهيزيه تهيه نمايد
، بايد خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۴۷ ـ مالى را كه خرج سفر حج و زيارتهاى ديگر مىكند ، از مخارج
سالى حساب مىشود كه در آن سال خرج كرده ، و اگر سفر او تا مقدارى از سال
بعد طول بكشد ، آنچه در سال بعد خرج مىكند بايد خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۴۸ ـ كسى كه از كسب و تجارت يا غير آنها فائدهاى برده ، اگر مال
ديگرى هم دارد كه خمس آن واجب نيست ، مىتواند مخارج سال خود را فقط از
فائدهاش حساب كند .
مسأله ۱۷۴۹ ـ آذوقهاى كه براى مصرف سالش از منافعش خريده ، اگر در آخر
سال زياد بيايد ، بايد خمس آن را بدهد ، و چنانچه بخواهد قيمت آن را بدهد ،
در صورتى كه قيمتش از وقتى كه خريده زياد شده باشد ، بايد قيمت آخر سال را
حساب كند .
مسأله ۱۷۵٠ ـ اگر از منافع ، پيش از دادن خمس اثاثيهاى براى منزل بخرد ،
اگر احتياجش پس از سال منفعت بر طرف شد ، لازم نيست خمس آن را بدهد ، و
همچنين اگر در ميان سال احتياجش برطرف شد ، ولى آن چيز از چيزهائى باشد كه
معمولاً براى سالهاى بعد گذاشته مىشود ، مانند لباسهاى زمستانى و تابستانى
، خمس ندارد ، و در غير اين گونه چيزها اگر در بين سال احتياجش از آن
برطرف شد ، احتياط واجب آن است كه خمس آن را بدهد ، و زيور آلات زنانه در
صورتى كه وقت زينت كردن زن با آنها گذشته باشد ، نيز خمس ندارد .
مسأله ۱۷۵۱ ـ اگر در يك سال منفعتى نبرد ، نمىتواند ، مخارج آن سال را از منفعتى كه در سال بعد مىبرد ، كسر نمايد .
مسأله ۱۷۵۲ ـ اگر در اول سال منفعتى نبرد و از سرمايه خرج كند ، و پيش از
تمام شدن سال منفعتى به دستش آيد ، مىتواند مقدارى را كه از سرمايه
برداشته از منافع كسر كند .
مسأله ۱۷۵۳ ـ اگر مقدارى از سرمايه در تجارت و مانند آن از بين برود ،
مىتواند مقدارى را كه از سرمايه كم شده ، از منافع همان سال كسر نمايد .
مسأله ۱۷۵۴ ـ اگر غير از سرمايه چيز ديگرى از اموال او از بين برود ، اگر
در همان سال به آن چيز احتياج داشته باشد ، مىتواند در بين سال از منافعش
آن را تهيه نمايد و خمس ندارد .
مسأله ۱۷۵۵ ـ اگر در تمام سال منفعتى نبرد و براى مخارج خود قرض كند ،
نمىتواند از منافع سالهاى بعد مقدار قرض خود را كسر نمايد و خمس آن را
ندهد ، ولى اگر در اثناء سال براى مخارج خود قرض كند و پيش از تمام شدن سال
منفعتى ببرد ، مىتواند مقدار قرض خود را از آن منفعت كسر نمايد . و
همچنين در صورت اول مىتواند قرض خود را از ارباح اثناء سال اداء نمايد ، و
به آن مقدار خمس تعلق نمىگيرد .
مسأله ۱۷۵۶ ـ اگر براى زياد كردن مال ، يا خريدن ملكى كه به آن احتياج
ندارد ، قرض كند ، اگر از منافع سالش بدون پرداخت خمس آن قرض را ادا نمايد ،
بايد پس از رسيدن سال خمس آن عين را بپردازد مگر اينكه مالى را كه قرض
كرده ، و يا چيزى را كه با قرض خريده در عرض سال از بين برود .
مسأله ۱۷۵۷ ـ انسان مىتواند خمس چيزهائى كه خمس بر آنها واجب شده است از
همان چيزها بدهد ، يا به مقدار قيمت خمسى كه واجب شده است ، پول خمس داده
شده بدهد ، و امّا اگر جنس ديگرى كه خمس در آن واجب نشده بخواهد بدهد ، محل
اشكال است ، مگر آنكه با اجازه حاكم شرع باشد .
مسأله ۱۷۵۸ ـ كسى كه خمس به مال او تعلّق گرفت و سال بر آن گذشت ، تا خمس آن را نداده است نمى تواند در آن مال تصرف كند .
مسأله ۱۷۵۹ ـ كسى كه خمس بدهكار است نمىتواند آن را به ذمّه بگيرد ، يعنى
خود را بدهكار اهل خمس بداند و در تمام مال تصرف كند ، و چنانچه تصرف كند و
آن مال تلف شود ، بايد خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۶٠ ـ كسى كه خمس بدهكار است ، اگر با حاكم شرع دستگردان كند و خمس
را به ذمّه بگيرد ، مىتواند در تمام مال تصرف نمايد ، و بعد از دستگردان ،
منافعى كه از آن بدست مىآيد مال خود اوست ، و بايد به تدريج بدهى خود را
بپردازد به نحوى كه مسامحه نباشد .
مسأله ۱۷۶۱ ـ كسى كه با ديگرى شريك است ، اگر خمس منافع خود را بدهد و
شريك او ندهد ، و در سال بعد از مالى كه خمسش را نداده براى سرمايه شركت
بگذارد ، تصرف شخص اول ـ با فرض اينكه شيعه اثنا عشرى است ـ در مال مشترك
اشكالى ندارد .
مسأله ۱۷۶۲ ـ اگر براى بچه صغير منافعى بدست آيد هر چند از هدايا باشد اگر
در اثناء سال در مؤونه او مصرف نشود ، خمس به آن تعلق مىگيرد ، و بر ولىّ
صغير واجب است كه خمس آن را بدهد ، و چنانچه نداد ، بر صغير پس از بلوغ
واجب است كه خود خمس آن را بدهد .
مسأله ۱۷۶۳ ـ كسى كه مالى از ديگرى بدست آورد و شك نمايد خمس آن را داده
يا نه ، مىتواند در آن مال تصرف نمايد ، بلكه اگر يقين هم داشته باشد كه
خمس آن را نداده اگر او خمس بده نباشد ، و گيرنده مسلمان اثنا عشرى باشد ،
مىتواند در آن تصرف نمايد .
مسأله ۱۷۶۴ ـ اگر كسى از منافع كسب خود در اثناء سال چيزى بخرد كه از
لوازم و مخارج ساليانهاش حساب نشود ، واجب است بعد از تمامى سال ، خمس آن
را بدهد ، وچنانچه خمس آن را نداد و قيمت آن چيز بالا رفت ، لازم است خمس
مقدارى را كه آن چيز فعلاً ارزش دارد بدهد .
مسأله ۱۷۶۵ ـ اگر كسى چيزى را بخرد و از پول خمس نداده كه سال بر آن گذشته
قيمت آن را بپردازد و قيمت آن بالا رود ، چنانچه آن را براى آن نخريده كه
قيمتش بالا رود و بفروشد ، مثلاً زمينى را براى زراعت خريده است ، بايد خمس
قيمتى را كه پرداخته است بدهد ، و اگر مثلاً پول خمس نداده را به فروشنده
داده و به او گفته اين ملك را با اين پول مىخرم ، بايد خمس مقدارى را كه
آن ملك فعلاً ارزش دارد بدهد .
مسأله ۱۷۶۶ ـ كسى كه از اول تكليف ، يا براى مدتى مثلاً چند سالى خمس
نداده ، اگر از منافع كسب در بين سال چيزى كه به آن احتياج ندارد خريده و
يك سال از اول كاسبى او ، و اگر كاسب نباشد يك سال از وقت منفعت بردن گذشته
، بايد خمس آن را بدهد ، و اگر اثاث خانه و چيزهاى ديگرى كه به آنها
احتياج دارد مطابق شأن خود خريده ، پس اگر بداند در بين سالى كه در آن سال
فائده برده با فائده همان سال آنها را خريده ، و در همان سال از آن استفاده
كرده است ، لازم نيست خمس آنها را بدهد ، و اگر نداند ـ بنابر احتياط واجب
ـ بايد با حاكم شرع به نسبت احتمال مصالحه كند ، يعنى اگر مثلاً ۵٠%
احتمال بدهد كه خمس در آن واجب باشد ۵٠% آن را خمس بدهد .
سلام امیدوارم بتونین از مطالبم استفاده کنید.علی ولی